X
تبلیغات
نماز
دروني سازي مسائل ديني بخصوص اقامه نماز و نحوه نمازگزاردن عوامل موثر بر آن

مطالب خواندنی برای حضور قلب در نماز

همیشه دنبال یه یار می گشتم که باهاش بتونم همه چیزایی که می خوامو بگم همه نگرانی ها و دلواپسی هایی که دارم بعضی وقت ها فکر می کنم حتی بعضی چیزا رو نمیشه به همسرت بگی که نزدیک ترین دوستت هست چه برسه به دوستای دیگه اصلا خیلی چیزا هست که گفتنی نیست یه حسه که فقط خودت می دونی و خدا. راستی خدا! به نظرت چطوری میشه با خدا رابطه نزدیک داشت چطوری میشه اینقدر باهاش دوست بود که توی همه خلوت هایی که داریم باهاش شریک بشیم؟ شنیدم همیشه مخصوصا اگه سختی برات پیش بیاد خدا میاد تو خلوت آدما ولی آدما اصلا حواسشون نیس اگه خلوتشونو بسپرن به دست خودش اونه که علی کل شی قدیر و من حبل الورید و یحب العباد نمی دونم چرا آدما به همچین خالقی اعتماد نمی کنن که کارشونو بسپرن ؟آخه کسی که یقینا کارشو بسپره دیگه نگران و دلواپس نیس نظر شما چیه؟ چطوری باید خلوتمونو بسپریم به خدا ؟ فکر کنم اگه از نماز شروع کنیم بهترین خلوت بین خدا و بند شه.

در حدیثی حضرت رسول اکرم‌می‌فرمایند: "برخی از نمازها، یک دوم آن یا یک سوم آن یا یک چهارم آن‌... قبول می‌شود و برخی از نمازها چون جامة کهنه پیچیده شده و به روی صاحبش زده می‌شود و از نماز تو مال تو نیست مگر آن که به قلبت اقبال به آن کنی‌."(بحارالانوار، علامه مجلسی‌;، ج 81، ص 260، مؤسسه الوفأ.)

بنابراین اگرچه در اصطلاح به حضور قلب نداشتن‌، گناه اطلاق نمی‌شود، امّا آثار نامطلوبی‌، از جمله دور شدن از خدا را در پی دارد که جبران آن‌ها سخت خواهد بود.

آیت‌الله وحید خراسانی در پاسخ به این سؤال که چه عواملی موجب افزایش توجه به خدا می‌شود، در پاسخی که از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی این مرجع تقلید شیعیان منتشر شده، رعایت هشت امری که در روایات سفارش شده را بیان کرده است .

اول؛ وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا (ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ دل است. (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب 1 حدیث 9)
دوم؛ در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید.
سوم؛ مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب‌الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق (ع) اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)

چهارم؛ وقتی روبه قبله می‌نماید؛ سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.
پنجم؛ به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند.
ششم؛ اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه‌ای که از نماز خارج می‌شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار! اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی، هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی (کافی عن ابی‌جعفر (ع) قال: «قال رسول‌الله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)

هفتم؛ اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (ص) ... واظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء والملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)
هشتم؛ آنچه در نماز مکروه است؛ به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می‌افزاید اهتمام نمائید، مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک‌زدن.

 

موانع تمرکز و راه‌حل‌ها
1. آشفتگی‌های درونی‌;
2. آشفتگی‌های بیرونی‌;
3. نداشتن علاقه به موضوع‌;
آشفتگی‌های درونی‌
این آشفتگی‌ها در درون انسان قرار دارند مانند نگرانی‌، ترس‌، اندوه‌، حسادت و... به این ترتیب وقتی فرد هیجان زده یا اندوهگین است نمی‌تواند روی یک موضوع معین تمرکز داشته باشد; زیرا وقتی او متوجه این احساسات و هیجانات است دیگر فکرش نمی‌تواند بر روی موضوعی که پیش رو دارد متمرکز شود، بهترین راه برای منحرف ساختن این است که آن‌ها را روی کاغذ سفیدی بنویسیم و بگوییم بعد از نماز یا درس به آنها فکر خواهیم کرد.
آشفتگی‌های بیرونی‌
مقصود از آن‌ها، هرگونه تحریک‌های غیر عادی حواس‌ِ بینایی‌، چشایی‌، شنوایی و... است که فرایند تمرکز را با اشکال مواجه می‌سازد، مانند نور شدید، سرما، گرما، گرسنگی‌، تشنگی‌، صداهای ناهنجار، لباس‌های تنگ و...
برای دوری از این آشفتگی‌ها باید مکانی را برای نماز انتخاب کرد که این مزاحمت‌ها نباشد.

 

پیامبر (ص ) : لو لا ان اشق علی امتی ، لأمرتهم بالسواک مع کل صلوة

اگر بر امت من سخت و دشوار نبود، هر آینه به آنها دستور می دادم که با هر نماز مسواک بزنند.

( میزان الحکمه ، ج 4، ص 597 )

 

امام صادق (ع ) : رکعتان یصلیها المتعطر، افضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متعطر

دو رکعت نماز با عطر بهتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که عطر نزده است .

( مکارم الاخلاق ، ص 42 )


نداشتن علاقه به موضوع‌
انسان گاهی به موضوعی علاقه‌مند و گاهی از آن ناخرسند است‌. شاید بتوان گفت‌: از این همه موانع‌، این مانع مهم‌ترین است‌. پس‌، با ایجاد علاقه می‌توان به تمرکز دست یافت‌.
توصیه‌ها برای ایجاد علاقه‌
1. برای ایجاد علاقه باید از موضوع مورد نظر (نماز و...) اطلاعاتی را به دست آوریم‌;
2. اهمیت و کاربرد موضوع را بشناسیم و نیازهایی را که در آینده با آموختن آن موضوع یا خواندن آن می‌توانیم برآورده کنیم‌، به خوبی درک کنیم‌; برای نماز به این فکر باشیم که باعث رشد معنوی ما، سبب زدوده شدن گناهان‌، عامل بازدارنده از ناهنجاری‌ها و... است‌.
3. نگاه به موضوع مثبت باشد، پیش‌فرض‌های منفی اثر زیانباری را دارد; بنابراین هرگز این فکر را که این موضوع خسته کننده است‌، مشکل است‌، سنگین است‌، به خود راه ندهیم‌.
4. با تخیل نسبت به موضوع مورد نظر، ایجاد علاقه کنیم‌.

"الَّذِین‌َ هُم‌ْ فِی صَلاَ تِهِم‌ْ خَـَشِعُون (مؤمنون‌، 2) آنان که در نمازشان خشوع دارند"

 

پیامبر (ص ) : ما الخشوع ؟ قال : التواضع فی الصلاة و ان یقبل العبد بقلبه کله علی  ربه ...

از پیامبر اکرم (ص ) سؤال شد: خشوع چیست ؟ فرمود:فروتنی و خاکساری  در نماز و این که بنده با تمام قلبش به سوی خدا برود...

( بحار الانوار، ج ,84 ص 264 )


برای تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز، امور ذیل توصیه شده است‌:
1. در همه حال به یاد خدا بودن‌; چرا که معمولاً از هر 24 ساعت شبانه روز تنها 1 ساعت اختصاص به نماز دارد، اگر در 23 ساعت دیگر، به یاد خدا نباشیم در این یک ساعت نیز کنترل ذهن و توجّه به خدا بسیار مشکل خواهد بود. امام خمینی می‌فرمایند: توجّه به این که خداوند تنها کسی است که همه نعمت‌ها را داده و با نگاه کردن به نعمت‌ها می‌توان به یاد او بود و این که خداوند دارای کمال و قدرت واقعی است و عظمت و بزرگی‌اش همه عالم را فراگرفته و این که او همه جا حاضر و ناظر اعمال ما است‌; "أَلَم‌ْ یَعْلَم بِأَن‌َّ اللَّه‌َ یَرَی‌" (علق‌، 14) نقش عمده‌ای در تذکر و به یادبود خداوند در نماز و غیر آن دارد.(ر.ک‌: چهل حدیث‌، امام خمینی‌;، حدیث اول‌، ص 12، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی‌;.)
2. اندیشه در اهمیت و آثار نماز
اگر گوهر گران‌بهایی و یا یک انگشتر، به ارزش صد هزار تومان را گم کنیم تا مدتی آشفته خاطر می‌گردیم و شب‌ها خوابمان نمی‌برد; این در حالی است که دو رکعت نمازی را که به همه دنیا و لذت‌های آن می‌ارزد، از دست می‌دهیم و ناراحت نمی‌شویم‌.!
پس در مرحله اول باید در اهمیت و آثار ارزشمند نماز بیندیشیم تا پی‌ببریم با این نمازهای فاقد حال و توجه و حضور قلب‌، خود را از چه فواید و برکاتی محروم ساخته‌ایم‌.! قرآن کریم‌، کسالت در نماز و بی‌میلی به این فریضة الهی را از اوصاف منافقان برشمرده‌، دربارة آنان می‌فرماید: ...و چون به نماز می‌ایستند با حال بی‌میلی نماز می‌گزارند و برای مردم ریا می‌کنند و جز اندکی یاد خدا نمی‌کنند.(نسأ، 142.)
3. کنترل افکار خود قبل از شروع نماز
از جمله کارهایی که برای تحصیل حضور قلب و توجه باید انجام داد، این است که انسان‌، پیش از نماز لحظاتی را به تفکر مشغول شود و توجه خود را به خدا معطوف سازد. برای چند دقیقه در محل نماز، خود را از غیر خدا فارغ کند. دل را از افکار و خیال‌های واهی خالی سازد و با متمرکزساختن حواس خود، و فراموش کردن گرایش‌های دنیایی‌، سعی کند حضور قلب پیدا کند; البته با تفکر و پشیمانی در اثر از دست دادن منافع معنوی نماز، و جبران زیان و خسارت‌های گذشته‌، این مهم بهتر حاصل می‌شود.
4. اندیشه در عظمت خداوند
وقتی انسان در برابر هم نوع خود قرار می‌گیرد، مواظب رفتارش هست و حواسش را جمع می‌کند. وقتی باور کردیم که در حضور خدا هستیم و خداوند از روی لطف به ما اجازه داده در حضور او بایستیم و با او سخن گوییم و به درد دل و مناجات با او بپردازیم‌، آیا جا دارد از او غافل شویم‌؟ به همین جهت است که در روایت آمده است کسی که نماز می‌خواند، ولی دل به نماز نمی‌سپرد، آیا نمی‌ترسد که او را به صورت الاغ مسخ کنم‌؟ یعنی‌، غفلت و بی‌توجهی در نماز آن قدر زشت است که مبتلای به آن مستحق این است که به‌صورت حیوانی مسخ شود.
قرآن دربارة نمازگزارانی که از یاد خداوند غافل هستند می‌فرماید: "فویل للمصلّین # الّذین هم عن صلاتهم ساهون # الذین هم یراَّءون‌; پس وای بر نمازگزاران‌. که دل از یاد خدا غافل دارند. آنان‌که ریا می‌کنند".(ماعون‌، 4 ـ 6.)
5. هنگام نماز سعی کنیم‌، معانی جملاتی را که بر زبان جاری می‌کنیم‌، تصور کنیم و در آن‌ها بیندیشیم و با تأمل نماز بخوانیم‌. به طوری که اگر قبلاً در یک دقیقه‌، یک رکعت می‌خواندیم‌، اینک یک رکعت را در دو دقیقه بخوانیم و این برای کسی که می‌خواهد به حضور خدا برود وقت زیادی نیست‌.
6. امام سجاد7 می‌فرماید: وقتی نماز می‌خوانی فرض کن (در آستانة مرگ هستی‌) و آخرین نمازت را می‌خوانی‌. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقی مانده است‌، حواسش را جمع می‌کند و سعی می‌کند نمازش را بهتر و شایسته‌تر به‌جا آورد و از کاستی‌هایش توبه کند. حال که ما نمی‌دانیم عمرمان تا کی باقی است‌، فرض کنیم این آخرین نمازی است که به‌جا می‌آوریم‌. چنین تصوری باعث می‌شود در برابر شیطان مقاومت کنیم و او را از خود برانیم و از لحظات و دقایقی که در نماز سپری می‌کنیم‌، بهره شایان ببریم‌.
7. سعی کنیم دعاهایی را که برای قبل از شروع نماز و نیز بعد از نماز وارد شده‌، بخوانیم‌. کسی که به مجرد گفتن‌: السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته از جای برمی‌خیزد و به دنبال کارش می‌رود، گویا تا حال نزد خدا زندانی بود و انتظار می‌کشید هرچه زودتر درِ زندان و قفس گشوده شود تا خود را نجات دهد; پس لازم است بعد از نماز، انسان دست به دعا بلند کرده‌، برای خود و دیگران دعا کند.

 

امام علی (ع ) : لو یعلم المصلی ما یغشاه من الرحمة لمارفع رأسه من السجود

اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت (خداوند تعالی ) او رافرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمی دارد.

( غرر الحکم ، ص 261 )

 

امام صادق (ع ) : لیس من مؤمن یقبل بقلبه فی صلوته الی الله الا اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المؤمنین الیه بالمحبة له بعد حب الله - عز و جل - ایاه

مومنی نیست که در نمازش با حضورقلب به خداوند توجه کند، مگر این که خداوند به او رو می کند، و بعد از محبت خداوند عز و جل در دل ، قلوب مومنین را به سوی او متوجه می کند.

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 265 )

 

پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه

هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی  خدا باشد، در حالی  نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .

( محجة البیضاء، ج 1، ص 382 )

 

امام حسن عسکری (ع ) :فاذا سلم من صلاته ، سلم الله علیه وسلم علیه ملائکته

پس زمانی  که بنده نمازش را سلام داد، خداوند و ملائکه بر اوسلام می فرستند.

( بحار الانوار، ج ,82 ص 221 )

 

پیامبر (ص ) :انتظار الصلوة بعد الصلوة کنز من کنوزالجنة

انتظار کشیدن از نماز تا نماز دیگر، گنجی است از گنجهای  بهشت .

( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 78 )

 

 

پیامبر (ص ) : اطولکم قنوتا فی دار الدنیا اطولکم راحة یوم القیامة فی  الموقف

هر کسی از شما قنوتش در این دنیا طولانی تر باشد، در آخرت در موقف

محشر راحتی او بیشتر خواهد بود.

( ثواب الاعمال ، ص 59 )

 

امام صادق (ع ) : ان ملک الموت یدفع الشیطان عن المحافظ علی الصلاة و یلقنه شهادة ان لا اله الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحالة العظمیة

همانا "ملک الموت " شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است ، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (ص ) رادر هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند

 

امام صادق (ع ) : امتحنوا شیعتنا عند ثلاث : عندمواقیت الصلاة کیف محافظتهم علیها، و عند سرارهم کیف حفظهم لها عند عدونا والی اموالهم کیف مواساتهم لاخوانهم فیها

شیعیان ما و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید:1- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپا می دارند یا خیر؟2 - حفظ اسرار، یعنی  در حفظ اسرار و مسائل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟3 - و از حیث  توانمندیهای  مالی ، یعنی آیا در مال خودبرای برادران دینی سهمی قائلند و دست  آنها را می گیرند یا خیر؟

 

 

 

پیامبر (ص ) : لا یزال الشیطان یرعب من بنی ادم حافظ علی الصلوات الخمس فاذا ضیعهن تجرء علیه و اوقعه فی  العظائم

شیطان پیوسته از فرزندان آدم در وحشت و هراس است تا آنگاه که نمازهایش را به دقت و با شرایطو آداب می خواند. پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره می اندازد راگرفتارمی کند. و وی 

( بحار الانوار، ج ,82 ص 202 )

 

 

امام صادق (ع ) :کان علی - علیه السلام - اذااماله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلا هذه الایة "واستعینوا بالصبر والصلاة "

شیوه علی (ع ) چنان بود که چون مشکل مهمی برای او پیش می آمد، به نماز می ایستاد و این آیه را می خواند: "... واستعینوا بالصبر و الصلاة ".

( تفسیر درالمنثور، ج 1، ص 67 )

 

پیامبر (ص ) :رای النبی - صلی  الله علیه و اله - رجلا یعبث بلحیته فی صلاته فقال : "اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه "

پیامبر اکرم (ص )دیدند مردی در حال نماز با ریش خود بازی  می کند، فرمودند: "اگر قلب او خشوع می داشت قطعا همه اعضایش نیز خاشع می بود".

( میزان الحکمه ، ج 5، ص .386 بحار الانوار، ج ,84 ص 228 )

 

امام صادق (ع ) :قال الله تبارک و تعالی : انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتی ، و یکف نفسه عن الشهوات من اجلی  و یقطع نهاره بذکری ولا یتعاظم علی خلقی و یطعم الجائع و یکسو العاری ، و یرحم المصاب و یؤوی الغریب ...

خداوند متعال فرمود: نماز کسی را می پذیرم که :1- درمقابل عظمت من خاضع باشد2 - از خواسته های نفسانی به خاطر. من خود را دور کند.3-روزش را با یاد من به پایان برد.4- بر بندگانم بزرگی نفروشد.5- به گرسنه غذا دهد.6- برهنه را بپوشاند.7- به مصیبت دیده مهربانی کند.8- غریب راپناه دهد.

( بحار الانوار، ج ,84 ص .242 میزان الحکمه ، ج 5، ص 386 )

 

امام صادق (ع ) : قال رسول الله - صلی الله علیه واله - : لما اسری بی الی السماء مضیت باقوام ترضخ رؤسهم بالصخر، فقلت : من هؤلاءیا جبرئیل ؟ فقال : هؤلاء الذین ینامون عن صلاة العشاء

از امام صادق (ع ) نقل شده که پیامبر خدا (ص ) فرمود: آنگاه که مرا به آسمان بردند، به جماعتی گذشتم سرهای آنهابا سنگ کوفته می شد، گفتم ای جبریل اینها کیانند؟ گفت : اینها آنانند که قبل ازخواندن نماز عشاء می خوابند.

( بحار الانوار، ج 2، ص 213 )

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:9  توسط رحیمیان | 

راهکار های جذب دانش آموزان به نماز

۱--تبیین اثرات نماز

2-تکریم وشخصیت دادن به دانش آموزان

-3-نشاط آفرینی فرهنگی و اعتقادی و خود باوری در دانش آموزان

 4-ایجاد رابطه قوی دینی بین معلم و دانش آموز

5-داشتن نمازخانه جذاب و عالی و استفاده از رنگ های دلپذیر

6-باز گو نمودن اهمیت و ضرورت نماز به اولیا دانش آموزان

7-اجرای مسابقات مختلف در خصوص نماز و اهدا جوایز به دانش آموزان برتر

8-داشتن دوستان دینی در مدرسه

9-شرکت معلمین ،مدیر،معاون، در کنار دانش آموزان در نماز جماعت

10-برگزاری نمایشگاه در خصوص نماز از آثار دانش آموزان

11-توزیع کتب دینی و اخلاقی ساده

12-معرفی دانش آموزان نماز گزار و تشویق آنان در حضور دیگران

13-دادن هدیه به هنگام نماز به دانش آموزان

14-استفاده از دانش آموزان خوش صدا برای اذان و ....

15- پخش فیلم های آموزنده در آموزشگاه در خصوص نماز

16-ارتباط مستمر با مساجد و نماز جمعه

17-بیان احادیث شیوا وبلیغ در خصوص نماز

18-استفاده از روحانیون جوان و شاداب و تاثیر گذار

19-داشتن سخنرانی کوتاه و مفید دربین نماز ها

20-اقامه نماز در منزل توسط والدین

21-برگزاری همایش نماز برای دانش آموزان

22-برگزاری همایش نماز برای اولیا

23-داشتن کفتگوی صمیمی با دانش آموزان در خصوص نماز

24-داشتن میزگرد دانش آموزی در خصوص نماز با رهبری کادر مدرسه

25-فعال نمودن شورای مدرسه و انجمن اولیا وداشتن مصوبات اجرایی در خصوص نماز

26-ارائه الگوی عملی مناسب به دانش آموزان

27-معرفی چهر های برتر دینی و  ذکر موفقیت های آنان

28-برگزاری اردو های زیارتی و سیا حتی

29-انتخاب بهترین زمان آموزشگاه بعد از اوقات شرعی برای نماز

30-بیان داستا نها و قصه های در خصوص نماز

31  -   استفاده ازتمثیل و شعر و ادبیات در سخنرانی در خصوص نماز

32-معرفی دانش آموزان نماز خوان و مومن به صورت منطقه ای به کلیه مدارس

33-چاپ عکس دانش آموزان نماز خوان در جراید محلی

34-ارائه سی دی های آموزشی به دانش آموزان در خصوص نماز

35-اختصاص زمان کوتاهی در آغاز کلاس به بیان آثار نماز توسط همه دبیران در کلاس

36-اختصاص دو روز در هفته در مراسم آغازین به مباحث نماز

37- ایجادرفتار دوستانه برای شرکت در نماز  و نبود زور و اجبار

38- ایجاد سرویس های بهداشتی مجهز در مدارس

39-رفتار و کردار عملی کادر مدرسه

40-داشتن کتابخانه غنی با کتاب های سودمند در خصوص نماز

41-نام گذاری کلاس ها و گرو هها با آثار نماز

42-پخش صدای اذان در آموزشگاه به هنگام اوقات شرعی با بلندگو

43-ورود دانش آموزان به نماز خانه با اسقبال صورت گیرد(پخش گلاب)

44-حضور مرتب و همیشگی کادر مدرسه در نماز

45-برگزار ی کلاس های ضمن خدمت برای عوامل اجرایی آموزشگاه

46-برگزاری همایش برای همکاران در خصوص نماز

47-تشویق به موقع همکاران موفق در مورد نماز

48-استفاده از رنگهای آرامش بخش در تزینات نما خانه

49-استشمام بوی عطر و گلاب و نورپردازی جالب نمازخانه

50-اجرای برنامه های متنوع در بین نماز (نمایش،سرودو...)

51-شرکت هفتگی یا ماهانه اولیا در نماز جماعت مدرسه

52-شرکت هفتگی یا ماهانه مسئولین اداری در نماز جماعت مدرسه

53-هم خوانی سوره های نماز در مراسم آغازین یا آغاز همایش ها و برنا مه های آموزشگاه

54-پیروی از اصل مجاورت (وجود کتابخانه و نوار خانه ویا دفتر آموزشگاه در کنار نماز خانه)

55-ایجاد احساس خوشایند در دانش آموز در پایان هر نماز

56-به کار گیری شیو های جذاب در برپایی نماز جماعت آموزشگاه

57-بیان خاطره های نماز از زبان مسئولین

58-جذب تدریجی دانش آموزان وآموزش صحیح به آنان

59-داشتن گفتگو های خصوصی  با دانش آموزان و استفاده از کلمات محبت آمیز

60- داشتن اعتدال ومیانه روی در آموزش دانش آموزان

61-شنا خت روحیات فردی دانش اموزان

62-برگزاری مسابقات ورزشی در خصوص نماز

63-برگزاری کلاس های آموزش خانواده در خصوص نماز

64-پرهیز از سخنرانی های سیاسی و...در مابین نماز

65- تزیین سالن و نماز خانه با احادیث در خصوص نماز

66-بیان آثارعلمی روانی و اخلاقی نماز

67-شرکت در نماز جمعه با شکوه خاص واستقبال گرم از آنان

68-فیلمبرداری از مراسم نماز جماعت آموزشگاه

69-دادن کارنامه نما زبه دانش آموزان و اولیا در پایان هر ترم

70-نظر خواهی از اولیا و دانش آموزان در خصوص چگونگی اجرای نماز جماعت آموزشگاه

71-آوردن استدلال های قرآنی در خصوص نماز

72-رفع موارد ملال آور و خسته کننده و عوامل حواس پرتی در برگزاری نماز

73-داشتن صبر و انعطاف دربرابر اشتباهات دانش آموزان

74-نظارت مستمر بر فعا لیت ها

75-برگزاری نماز های وحدت در بین مدارس

76-فعال تر نمودن ستاد اقامه نماز منطقه و مدارس

برگرفته از ۹۰تحقیق فرهنگیان منطقه اسفرورین در خصوص  نماز

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:9  توسط رحیمیان | 

شناسایی علت عدم تمایل دانش آموزان به شرکت در نماز مدرسه

1- نداشتن امكانات نمازخانه ای
2- احساس رنج و ناراحتی هنگام نواخته شدن زنگ نماز. چرا كه ناخودآگاه برای بازی دانش آموزان محدودیت بوجود آورده بود.
3- عدم الگو و مدل مناسب كه دانش آموزان در برخورد با آن الگوها و مدل ها از آنها اقتباس نمایند، « بخصوص مدل و الگو در زمینه كمالات روحی و اخلاقی ».
4- متوسل شدن به زور و اجبار و تهدید و ارعاب.           

۵- نداشتن انگیزه برای انجام كارها بخصوص در وظایف دینی
6- مسئولیت نداشتن دانش آموزان در برگزاری نماز جماعت.
7- فقدان استمرار و برنامه ریزی دراز مدت در باب نماز.
8- شیوه های نامناسب دعوت به نماز.
9- نداشتن احساس خوشایند در اوقات نماز.
10- نارسایی مكان برپایی نماز كه عبارتند از: كمبود سرویسهای بهداشتی، كثیف بودن محل نماز، تنگ بودن محل نماز، بوی تعفن جورابها، و پارگی جورابها ، طولانی بودن برنامه نماز، فقدان امكانات وضو گرفتن.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:8  توسط رحیمیان | 

عوامل بی رغبتی به نماز

انسانی که به خوردن غذا یا میوه سالم تمایل ندارد حتماً از سلامت جسمی محروم است و یا آنکه ویتامین وخاصیت غذا برای او ناشناخته است و یا عوامل جانبی او را از خوردن غذا باز می دارد. نیایش و نماز غذای سالم روح است. پس چرا بعضی نسبت به آن بی رغبت و بی تفاوتند؟ و چه عواملی مانع کشش و جذب به آن هستند؟

گناه و آلودگی
 

یکی از میراثهای ارزشمند در فرهنگ اسلامی دعاها و مناجاتهایی است که از ائمه معصومین علیهم السلام به یادگار مانده است که در آن معارف اسلامی به زبان دعا بیان شده است.در دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) به بررسی عوامل بی رغبتی نسبت به نماز و مناجات پرداخته و به خداوند تبارک و تعالی عرض می کند:"خدایا چه شده است که هرگاه با خود می گویم که آماده نماز شوم و مناجاتی با تو داشته باشم،کسالت را در هنگام نماز بر من مسلط می نمایی؟و لذت مناجات را از من سلب می کنی... شاید مرا بی اعتنا به ربوبیت خود یافتی و از خود دور نموده ای... شاید به جرم و گناهم مرا مجازات نموده ای؟ شاید مرا مأنوس با اهل بطالت می دانی و انس با نماز را از من سلب کردی؟" آری بدینسان امام علیه السلام،گناه و آلودگی را از عوامل مهم بی رغبتی به نماز معرفی می فرماید.
عدم شناخت و بی مهری به خداوند
شخصیتی که ناشناخته و توصیف نشده باشد،جاذبه و حریم نخواهد داشت. در سوره مبارکه حمد خداوند سبحان، نخست خود را برای جهانیان توصیف می کند که رابطه اش با آنان رابطه مالک و مربی است و او نسبت به مملوکین و مربوبین خویش، سراپا محبت و لطف است و این ارتباط با ختم پرونده انسانها در نشا اولی و دار دنیا قطع نمی گردد و درجهان آخرت، مرکز همه توجهات و قدرتها اوست و لاغیر.پس از آنکه انسان خدای خویش را شناخت و در پرتو این شناخت احساس محبت و عشق پیدا کرد،آنگاه از قول انسان می فرماید:"ایّاک نعبد و ایّاک نستعین". آن کس که در برابر دریای بیکران رحمت و لطف الهی سر تعظیم فرو نمی آورد و نسبت به او احساس محبتی ندارد. در یک روایت قدسی خداوند متعال رغبت و عشق به نماز را ناشی از شناخت و محبت به خداوند می داند و می فرماید:"یَابنَ عِمران لَو رَأَیتَ الّذینَ یُصَلّون لی فی الدّجی وَ قَد مَثُلتُ نَفسی بَینَ اَعیُنِهم وَ هُم یُخاطِبونی... یَابنَ عِمران کَذِبَ مَن زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُنی فَاِذا جَنَّه اللَّیلُ نامَ عَنّی اَلَیسَ کُلُّ مُحِبٍّ یّحِبُّ خَلوَةَ حَبیبهِ." (13) یعنی: ای موسی، اگر ببینی آنان را که درون شب برای من نماز می خوانند گویا من درپیش چشمان آنانم و با من به گفتگو نشسته اند... ای فرزند عمران،خطا می کند و دروغ می گوید آن کس که می پندارد مرا دوست دارد اما همینکه شب فرا می رسد می خوابد.آیا هر محبی سخن گفتن در خلوت با محبوب خود را دوست نمی دارد؟ (14)

آمار(1)
 

اولین طعم شیرین راز ونیاز با خدا را در چند سالگی چشیده اید؟
در مقطع راهنمایی از 146 نفر دانش آموز دختر،06/41 % بیان کرده اند قبل از تکلیف نمازشان را شروع،07/54 % از زمان تکلیف و 88/4 % بعد از تکلیف نمازشان را شروع کرده اند.

در مقطع متوسطه از 174 نفر دانش آموز پسر،99/72 % قبل از تکلیف مشغول به نماز خواندن شده اند،29/25 % از زمان تکلیف و 72/1 % بعد از تکلیف نماز خواندن را آغاز نموده اند.

این اطلاعات نشان می دهد اگر نوجوان آشنایی به مهر خدا را در کودکی توسط خانواده یا دوستان ویا مربیان تجربه کند،چه درصد جالبی از آنها در نماز جماعت شرکت می کنند.

ناآشنایی با فلسفه و معانی عبادت و نماز
 

نماز تجسم باوری از نیازهای درونی انسان است.بنابراین بپا داشتن آن مبتنی بر درک صحیح از اسرار و فلسفه آن است. انسانی که نمی داند چرا باید نماز بخواند و چه اثری برآن مترتب است و چه مضامینی در این گفتگوهای مکرر مورد بازگوئی قرار می گیرد، طبعا نسبت به این عبادت فاقد انگیزه و رغبت است.
نه تنها نماز، بلکه انسان صرفاً در برابر اعمالی تمکین می کند که اگرچه به ناروا و غلط،تصویر و باور قانع کننده ای از آن داشته باشد و جسم یا روان خود را محتاج به آن بداند. نیاز، مدار همه کنشها و محور تمامی تلاشهای انسان است. حتی خوردن و خوابیدن اگر مفید تشخیص داده نشوند، ترک می گردند و گرسنگی و بیخوابی برای درک منفعت برتر، به نفس تحمیل می شود.
در میان اینهمه نیازهای شناسایی شده اگر نماز یا هرگونه عبادت و پرستشی ناشناخته بماند،چه چیزی می تواند توجیه کننده رغبت و تمایل به آن باشد؟ و چگونه انسان می تواند به جای کار یا استراحت ویا تماشای تلویزیون، اولویت را به این روایت ناآشنا اختصاص دهد؟
درمان بیماری بی رغبتی به نماز در گرو شناخت نماز و معانی و اسرار آن است.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:
لَو تَعلَم مالَکَ فی صَلاتِکَ وَ مَن تُناجی ما سَئِمتَ و مَا التَفَتَّ. (15)
یعنی: اگر بدانی نماز چیست و با چه کسی نجوا و گفتگو می کنی خسته نمی شوی و نماز را به پایان نمی بری (16)
پیشگیری از وقوع مشکلات جوانان از دیدگاه اسلام
اسلام بیشترین توجه خود را به پیشگیری از وقوع مشکلات معطوف داشته و قدمهای مهمی را در این طریق برداشته است:

اصلاح روابط خانوادگی
 

خانواده مهمترین پناهگاه برای جوانان است.اساس خانواده از نظر اسلام بر مبنای دوستی و مرحمت است.قرآن مجید در این باره می فرماید:"وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَه وَ رَحَمَه"(21 روم)،خداوند بین اعضای خانواده دوستی و شفقت قرار داد.رابطه خانوادگی باید بر مبنای عطوفت وتفاهم باشد و همانگونه که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:"فلیعطف کبیرکم علی صغیرکم و لیوقر صغیرکم کبیرکم"، باید بزرگترها نسبت به کوچکترها مهربان باشند و کوچکترها احترام بزرگترها را نگه دارند.
اصولاً تشکیل خانواده برای تفاهم و تبادل همه جانبه و ایجاد فضای دوستی است . مطلوب هر کس این است که خانواده و فرزندانش باعث چشم روشنی او باشند.همه این خواسته را دارند که "ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین"، خدایا خانواده و فرزندان ما را سبب چشم روشنی ما قرار ده.
اعضای خانواده همدیگر را تکمیل می کنند و مایه دلگرمی یکدیگرند.
امام علی(ع) فرمودند:با خانواده ات به گرمی و خوبی رفتار کن زیرا آنان بال و پری هستند که به وسیله آن می پری و اصل و بنا و مقصدی هستند که به سمت آن می روی و دستی هستند که با آن حمله می کنی.
خلاصه خانواده محل امن، جای دلگرمی، فضای تبادل و تفاهم و محیط صفا و صمیمیت است.(17)

 

آمار(2)
 

آیا به نظر شما اختلافات خانوادگی و طلاق تأثیر در بی اهمیتی به نماز دارد؟
در پاسخ دانش آموزان به این سؤال نتایج زیر بدست آمد:
در مقطع راهنمایی از مجموع 242 نفر دانش آموز دختر،13/54 % پاسخ خیر و 87/45 % پاسخ بلی داده اند واکثر کسانی هم که جوابشان خیر بوده است،گفته اند باید آنقدر از نظر اعتقادی قوی باشیم که با این گونه مشکلات از خدا دور نشویم و حتی بعضی گفته اند کسانی را می شناسیم که بعد از چنین اتفاقاتی به خدا نزدیکتر شده و بیشتر اهل نماز و عبادت شده اند.

در مقطع متوسطه از مجموع 166 نفر دانش آموز پسر،75/36 % پاسخ خیر و 25/63 % پاسخ بلی داده اند. کسانی که پاسخ بلی داده اند بر این باورند که در اثر چنین اتفاقاتی یک بی انگیزگی یا یک بی هدفی در زندگی پیش می آید که باعث می شود از خدا دور شده و به نماز پشت کنند.

تحقیقـات نشان مـی دهد که تعداد کمتری از دانـش آموزان اختـلافـات خانوادگـی را بـی تأثیر نمی دانند و اذعان دارند که اگر راهی برای حل مشکلات نبود،حداقل راهی برای ادامه عبودیت آنها هست و آن تقویت باورهای اعتقادی می باشد .

آمار(3)
 

آیا به نظر شما اگر کسی یکی از اعضای خانواده اش را از دست بدهد،می تواند عامل سهل انگاری در نماز باشد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 238 نفر دانش آموز دختر،85/21 % جواب مثبت و 15/78 % جواب منفی داده اند.

در مقطع متوسطه از مجموع 166 نفر دانش آموز پسر،33/31 % جواب مثبت و 67/68 % جواب منفی داده اند.

نکته قابل توجه اینکه با ارتقاء سطح تحصیلی از راهنمایی به متوسطه، متوجه می شویم میزان کسانی که عامل مشکلات خانوادگی را مؤثر می دانند،بیشتر شده است و شاید بتوان گفت وقتی انسان به سن نوجوانی می رسد بیشتر نقش خانواده را احساس می کند و مشکلات خانوادگی را عامل بی انگیزگی به عبادت تلقی می کند.

ایجاد اسوه و الگوی مناسب برای جوانان
 

وجود الگو و سرمشق مناسب به یادگیری رفتار صحیح می انجامد.اگر رفتار والدین مناسب نباشد و سرمشق خوبی برای فرزندان نباشند،مدل رفتاری خوبی نخواهند داشت.باید مدلها و الگوها درست رفتار کنند تا نوجوانان سرمشق رفتاری خوبی داشته باشند و رفتار مناسبی نشان دهند. (18)

آمار(4)
 

آیا رسانه ها می توانند باعث دور کردن جوانان از نماز بشوند؟کدام رسانه؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 233 نفر دانش آموز دختر،07/51 % پاسخ خیر و 93/48 % پاسخ بلی داده اند.اکثر کسانی که جواب بله داده اند از رسانه های بیگانه نام برده اند وحتی به بعضی از برنامه های خاص آن هم اشاره کرده اند که نشان دهنده این است که این دانش آموزان کم بیش از این رسانه ها استفاده می کنند.

 

در مقطع متوسطه از مجموع 170 نفر دانش آموز پسر،82/68 %جواب مثبت داده اند و 18/31 %جواب منفی. در این مقطع دانش آموزان به رسانه های بیگانه و شبهاتی که در این رسانه ها در مورد دین اسلام مطرح می شود،اشاره نموده اند.

انتخاب دوستان مناسب
 

دوستان نقش مهمی در شکل گیری رفتار اجتماعی نوجوانان دارند.چه بسیار نوجوانانی که در اثر همنشینی با دوستان ناباب به انحراف کشیده شده اند و پس از خطا کاری و اشتباه خود می گویند:"یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا" (19) وای بر من،ای کاش فلان شخص را دوست خود نگرفته بودم.البته این تأسف نتیجه ای ندارد.اسلام به مسأله دوستی توجه خاصی نموده و حتی معیار سنجش فرد را دوست او دانسته است.
پیامبر(ص) می فرماید: افراد تابع عقیده دوست خود هستند،پس مواظب باشید که با چه کسی دوست می شوید.(20) دسته ای از جوانان استدلال می کنند که تحت تأثیر دوست قرار نمی گیرند،اما اینگونه نیست و بنابر گفته امام صادق(ع) آنکه با دوست ناباب مصاحبت می کند به سلامت نمی ماند و حتماً آلوده می شود. بر این اساس اسلام جوانان را از دوستان ناباب بر حذر می دارد و حتی الفاظی که حاکی از تحذیر و ممانعت است به کار می برد. امام علی(ع) فرمودند:از همنشینی با کسی که تو را اغفال می کند و فریب می دهد دوری کن،زیرا چنین کسی تو را خوار می کند و به هلاکت می اندازد. (21)

آمار(5)
 

دوستان شما مشوق نماز جماعت در مدرسه هستند؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 243 نفر دانش آموز دختر،79/63 % پاسخ بلی و 21/36 % پاسخ خیر دادند.

در مقطع متوسطه از مجموع 174 نفر دانش آموز پسر،2/59 % پاسخ مثبت و 8/40 % پاسخ منفی دادند.

آمار(6)
 

در مسأله نماز،آیا شما تأثیر پذیر هستید؟یا تأثیر گذار و یا هر دو مورد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 236 نفر دانش آموز دختر،19/21 % تأثیر پذیر،44/11 % تأثیر گذار و 37/67%گزینه هر دو مورد را انتخاب نموده اند.

در مقطع متوسطه از مجموع 156 نفر دانش آموز پسر،25 %تأثیر پذیر،54/11 % تأثیر گذار و43/63% گزینه هر دو مورد را انتخاب نموده اند.

با توجه به دو سؤال فوق میزان تأثیر دوستان بر مسأله نماز و عبادت به خوبی مشخص می شود و نیز با توجه به تأثیرگذار بودن دانش آموزان بر یکدیگر،از این راه می توان برای ترغیب و تشویق دانش آموزان به امر عبادت و نماز استفاده نمود.
 

تشویق جوانان به بهره وری از دوران نوجوانی
 

فرصتها سریع می گذرد و فرصت جوانی را باید غنیمت شمرد.بسیاری ازاحادیث اهمیت این دوره و استفاده از آن را گوشزد می کنند،تا جوانان به کاری سازنده دست بزنند و آینده بهتری را تدارک ببینند.
امام علی(ع) فرمودند:پیش از آنکه دوران پیری فرارسد از جوانی خود استفاده کن و آن را بیهوده صرف مکن. (22)
در بحث نماز اگر کادر مدرسه در نماز جماعت حضور پیدا کنند،خود الگویی می شود که دانش آموزان را تشویق کند که از این فرصت خوب برای عبادت و راز و نیاز با خدا استفاده کرده و به سادگی آن را از دست ندهند.

آمار(7)
 

به نظر شما حضور معلمان و کادر مدرسه در نماز جماعت چقدر باعث تشویق دانش آموزان در نماز می شود؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 238 نفر دانش آموز دختر،25/80 % این حضور را مؤثر دانسته و 75/19 % آن را بی تأثیر قلمداد کرده اند.

 

در مقطع متوسطه از مجموع 166 نفر دانش آموز پسر،11/77 % این حضور را مؤثر دانسته و 89/22 % آن را بی تأثیر قلمداد کرده اند.

آمار(8)
 

آیا امام جماعت در شرکت کردن دانش آموزان در نماز جماعت نقشی دارد ؟
در مقطع راهنمایی ازمجموع 238 نفر دانش آموز دختر%91/68 جواب مثبت و% 09/31 جواب منفی داده اند.

و در مقطع متوسطه از مجموع 174 نفر دانش آموز پسر %61/81 جواب مثبت و %39/18 جواب منفی داده اند.
 

در این آمار مشخص می شود که هر چه فهم دانش آموزان بالاتر برود نقش روحانیت را در مسائل دینی بیشتر حس می کنند.

آمار (9)
 

امام جماعت مدرسه شما نقشی در فعالیت های فرهنگی دارد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع 235 دانش آموز دختر %6/76 جواب مثبت و%4/23جواب منفی داده اند.

و در مقطع متوسطه از مجموع158 دانش آموز پسر %80/53 جواب مثبت و %20/46 جواب منفی داده اند.

چون اینجانب در این دو مدرسه اقامه نماز ظهر وعصر داشته ام ،علت اینکه در آمار 9 ،دانش آموزان مقطع راهنمایی درصد جواب مثبت شان بالاتر است این است که در مقطع راهنمایی ، نماز اول وقت برگزار می شد و زمان بیشتری در اختیارم بودبنابراین برنامه های متنوعی برای آنها اجرا می کردم ودر ضمن برنامه، جوایزی هم به دانش آموزان فعال در برنامه داده می شد. اما در مقطع متوسطه زمان محدودی در اختیار داشتم آن هم فقط یک روز در هفته ، به مدت 5دقیقه . و روزهای دیگر فقط نماز جماعت اقامه می شد .
پس اگر روحانی در برنامه های فرهنگی مدرسه فعال باشد دانش آموزان آن را حس می کنند و عکس العمل نشان می دهند.
 

فلسفه عبادت و نماز در قرآن
 

قرآن فلسفه نماز را یاد خدا می داند:"اقم الصلوه لذکری" (23)
و ذکر خود را مایه آرامش دلها: "الا بذکر ا... تطمئن القلوب" (24)
و نتیجه آرامش دل را پرواز به ملکوت ذکر می نماید:"یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک" (25)
قرآن در موارد دیگری،دلیل عبادت را تشکر از خداوند می داند:"اعبدوا ربکم الذی خلقکم" (26) پرستش کنید پروردگارتان را که شما را آفرید.
"فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف" (27)
پس پروردگار این خانه (کعبه) را پرستش کنید که آنان را از گرسنگی و ناامنی نجات داد.
در بعضی ازآیات به نقش تربیتی نماز اشاره شده است:"ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر" (28)همانا نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز می دارد.
زیرا نمازگزار ناچار است به خاطر صحت نماز یا قبول شدن آن یک سری دستورات دینی را مراعات کند،که رعایت آنها خود زمینه ای برای دوری از گناه و زشتی است.
آری کسی که لباس سفید بپوشد طبیعی است که روی فرش یا زمین آلوده نمی نشیند.
قرآن به دنبال سفارش به نماز می فرماید:"ان الحسنات یذهبن السیئات" (29)همانا کارهای شایسته (مانند نماز) گناهان را از بین می برند.
پس نماز یک توبه عملی از گناهان گذشته است و خداوند با این آیه به گناهکار امید می دهد که اگر به کارهای شایسته همچون نماز و عبادت روی بیاورد،بدیهایش محو می شود. (30)

ناآشنایی با نیازهای خود
 

عدم برآورد صحیح نیازها موجب غفلت از ضرورتها می گردد. اگر انسان نیاز خود را به معبود درک کند و بداند که به ثمر رسیدن هر تلاش و کوششی در گرو اراده خداوند است،از هماهنگی و پیوند با او در تمامی مقاطع فعالیتها و برنامه های روزمره دریغ نمی کند.او نمی داند که تمامی گره های او باید در نماز و ارتباط با خدا گشوده شود.در برابر چنین گمراهی و نادانی خداوند متعال به ملائکه خود خطاب می کند: به این بنده من نگاه کنید چقدر در اشتباه است،او می پندارد که نیازهای او بدست غیر من برآورده می شودو نمی داند که من حوائج او را برمی آورم. (31)
آری قهر با خدا و فراموشی یاد او تنها از جهالت ناشی می شود، جهل نسبت به خدا،جهل نسبت به نماز و جهل نسبت به نیازها و فقر خویش و لذا از هر فرصتی برای فرار استفاده می کند.
اقامه نماز ، نه نماز خواندن یا برگزار کردن نماز
البته هر انسان مؤمن و مکلفی باید نماز بخواند،اما اقامه نماز امر دیگری است. در مقابل اضاعه صلوه داریم:" و خلف من بعدهم حلف اضاعوا الصّلوه و اتبعوا الشّهواه." اضاعه نماز در مقابل اقامه نماز است. بدترین وضع اضاعه نماز این است که روح نماز، نباشد چه شکل آن باشد چه نباشد. ما باید جامعه را به روح نماز فرابخوانیم.سوق دادن جامعه به باطن نماز در آنجاست که اشتیاق کارساز است نه اجبار. با اجبار نه می شود کسی را نمازگزار واقعی کرد و نه نمازی که با زور و اجبار بر کسی تحمیل شده است. آن نمازی واقعی است که نمازگزار بهترین و بالاترین لذتها را در نماز ببیند،عشق پیدا کند و با اشتیاق برود.
ما باید اقامه نماز کنیم.زمینه اشتیاق و شوق به نماز را با نشان دادن باطن نماز در اعمال و رفتارمان که مورد توجه و الگو برداری جامعه هستیم،نشان بدهیم.
در قرآن "وای بر تارکان نماز" گفته نشده است، ولی "وَیلٌ لِلمُصَلّین(4 ماعون)" گفته شده است. وای بر نمازگزارانی که ریا می کنند، یعنی دین را وسیله بدست آوردن و خریدن دنیای خویش کردند. آن را دستمایه برخورداری از زندگی های اعتباری دنیا کردند.
"وَالَّذینَ هُم یَرآؤن وَ یَمنَعُونَ الماعون(6و7 ماعون)" درد جامعه ندارند. نماز می خوانند اما نسبت به بدبختیهای موجود در جامعه، بدبختیهایی که انسان و بشریت با آن روبرو است،حساس نیستند.وای بر این نمازگزاران.نمازی که شما را به خلوص و صفا نرساند،نمازی که درد دیگران را در جان شما شعله ور نکند.اگر هم نماز بگزارید مخاطب " وَیلٌ لِلمُصَلّین(4 ماعون) " در قرآن هستید.ممکن است ما که مدعی دین و ارزشها هستیم، کاری کنیم که مردم و به خصوص جوانان عزیز به جای گرایش به نماز،از نماز زده بشوند. (32)

نتیجه گیری
 

در پایان به عنوان نتیجه گیری این تحقیق کتابخانه ای و میدانی می توان گفت:
همه انسانها بر فطرت پاک خلق شده اند و اگر دچار لغزش شده و مسیری را به اشتباه می روند، به دلیل عدم آگاهی آنها از وظایف خود و نیز عدم وجود یک راهنما و مشاور در هر مقطع از زندگی در کنار آنهاست که بتواند نیازها و چگونگی رفع آنها و برخورد با مشکلات زندگی را به آنان بیاموزد.
بنابراین
1.اگر بتوانیم در خانواده ها، مدارس و جامعه، نوجوانان و نیازهای آنها را خوب درک کرده و شناسایی کنیم،
2.به شیوه ای مناسب با آنها برخورد کنیم و
3. بتوانیم دین اسلام را با تمامی زیبایی های آن به آنها معرفی کنیم، بی شک تمامی آنها علاقمند به مفاهیم دینی و مشتاق ارتباط با خدای متعال خواهند شد که لازمه این کار،افزایش بودجه های فرهنگی در این زمینه و تربیت افراد متخصص در امور نوجو انان می باشد.
امید است که با همت اعضاء خانواده و مسؤلین فرهنگی،گامهای بلندی جهت ارتقاء سطح مذهبی نوجوانان و جوانان برداشته شود.
ان شاا... با ظهور حضرت مهدی(عج) ،آیین نماز که در قرآن به عنوان یکی از راهکارهای عملی مهدویت شمرده شده است جهانی گردد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:7  توسط رحیمیان | 

والدین گله دارند!

والدین به خصوص مادران زیادى گله‏هاى خود را از فرزندان‏شان این گونه بیان مى‏کنند: کودکان ما قبل از این که به سن بلوغ برسند، در انجام فرائض دینى از ما پیشى مى‏گیرند، ولى وقتى به سن تکلیف مى‏رسند، در انجام فرائض دینى دچار سستى شده و در مواردى از انجام آن خوددارى مى‏کنند. وقتى بزرگترها از آنان مى‏پرسند که آیا نماز خود را خوانده‏اید، متوسل به دروغ شده، مى‏گویند خوانده‏ایم.
برخى به این عقیده‏اند که اگر کودکان، پدران و مادران خود را الگو قرار بدهند و بزرگ‏ترها همه در انجام وظایف دینى اهتمام و مراقبت کافى داشته باشند، خود به خود کودکان از آنان تبعیت خواهند کرد.
اما باید اعتراف کرد در خانواده‏هایى که پدران و مادران با اهتمام و دقت، در اول وقت به نماز مى‏پردازند نیز این مشکل وجود دارد.
بررسى‏ها نشان مى‏دهد که در چنین مواردى مقصر اصلى والدین و خانواده‏اند، زیرا آن چه را به فرزندان خویش آموخته‏اند، شکل ظاهرى نماز خواندن بوده است.
بدیهى است در دوره کودکى، اساس یادگیرى کودکان بر پایه تقلید است.
کودکان در دوران کودکى، حرکات پدران و مادران خود را تقلید مى‏کنند و انجام مى‏دهند و والدین گمان مى‏کنند آن‏ها با علاقه و عشق به خواندن نماز مى‏پردازند. البته ممکن است با عشق و علاقه عبادت کنند اما عشقى احساسى، عاطفى و بر پایه تقلید، نه مبتنى بر معرفت و آگاهى. طبیعى است وقتى کودک دوره تقلید را پشت سر مى‏گذارد و در سنین بلوغ به تفکر و اندیشه مى‏پردازد، همه امورى را که قبلاً براساس تقلید انجام داده، یکى پس از دیگرى رها مى‏سازد. پدر و مادر ناگهان احساس مى‏کنند که کودک نماز خواندن دیروز، امروز از تمام خواندن خوددارى مى‏کند. علت آن است که پدران و مادران به جاى بیدار ساختن ح دینى و مذهبى در کودکان، به عقل تقلیدى فرزندان خود دلشاد گشته و باور کرده بودند وظیفه خود را انجام داده‏اند.
بدیهى است اگر فریضه نماز در دوره کودکى براساس «بیدار حسى دینى» انجام شده باشد، کودک هرگز خواندن آن را ترک نمى‏کنند.(1)
بنابراین اگر چه روش‏هاى الگویى و تقلیدى و تشویقى در بُرهه‏اى از زمان مفید و مؤثر است، اما همیشه کارساز نیست، بلکه باید در عرض یا طول آن‏ها (به تناسب استعدادهاى متفاوت بچه‏ها) و از راه بیان حکمت‏ها و هدف‏هاى آفرینش و عبادت‏ها با رعایت ادبیات کودکانه، حس دینى و مذهبى آنان را بیدار و آگاه ساخت

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:7  توسط رحیمیان | 

مردم در ادیان مختلف چگونه خدا را صدا می زنند

نیایش بعنوان شکلی از رفتار دینی که هدف از آن، جستن ارتباط با موجودیتی است که فرد نیایشگر او را به عنوان آفریدگار خود یا موجودی روحانی در نظر می‌گیرد در ادیان مختلف به شکل های گوناگونی صورت می پذیرد. در همین زمینه از گذشته تا به امروز همواره اعتقادات و باورها، آداب و رسوم، نحوه ي نيايش و پرستش هر مردمي در شکل گيري معابد و نيايشگاه هاي ايشان نیز نقشي اساسي ايفا کرده است. (آمنه شفیعی)

  انسان از بدو خلقتش به دنبال جايگاهي بوده است که تجلي «امر قدسي» را در آن به نمايش بگذارد و با تأمين «مکان» هاي خاص، حضور روح الهي را در آن مکان ها به صورت دايمي درآورد. در حالتي کلي، در نظر تمامي جوامع، معابد صورتي از عالم است که حرکت گذراي جهان را به سکون تبديل مي کند و زمان را به نقطه ي صفر باز مي گرداند، به عبارتي ديگر «آنچه را که در عالم به صورت حرکت بي وقفه وجود دارد، به شکلي پايبنده تبديل مي کند. در عالم، زمان بر مکان غالب است. در ساختمان معبد، بر عکس، زمان به مکان تغيير يافته است.». از اینرو از گذشته تا به امروز همواره اعتقادات و باورها، آداب و رسوم، نحوه ي نيايش و پرستش هر مردمي در شکل گيري معابد و نيايشگاه هاي ايشان نقشي اساسي ايفا کرده است. اگر نيايشگاه ها را از نظر مرتبه و سلسله مراتب تقدس شان در نظر گرفت، برخي از آن ها مقر الهي مي باشند، مانند خانه ي کعبه در مکه که مقدس ترين عبادتگاه و مکان مذهبي در اسلام مي باشد. اما اکثر پرستشگاه ها محل رجوع مي باشند. محلی برای فراغت از دغدغه های دنیای فانی و نزدیک شدن به روح هستی. در این نوشتار خواهیم کوشید به جایگاه نیایش (بعنوان شکلی از رفتار دینی که هدف از آن، جستن ارتباط با موجودیتی است که فرد نیایشگر او را به عنوان آفریدگار خود یا موجودی روحانی در نظر می‌گیرد). همچنین خود نیایشگاه ها در نزد پیروان ادیان مختلف بپردازیم.

نیایش در دین یهود: یهودیان برای برگزاری نیایش جمعی در کنیسه گرد هم می آیند. کنیسه برای یهودیان در ساده ترین شکل یک مکان نیایش(بیت تفیلا به عبری) است. البته یهودیان می توانند نماز روزانه خود را در هر جایی به صورت انفرادی برپا کنند، اما برخی نمازها را تنها به صورت جماعت می شود ادا کرد که در دین یهود به آن «مینیان» می گویند، یعنی جمعی مرکب از حداقل ده مرد بالغ. طبق سنت یهود انجام نماز به صورت جماعت صواب بیشتری از نماز فرادی دارد و کنیسه در میان یهودیان بالاترین حرمت را بعد از معبد اورشلیم دارا است. کنیسه علاوه بر نیایشگاه مکانی برای مطالعه و تحقیق نیر می باشد که به عبری «بیت میدرش» نامیده می شود. یهودیان معتقد قرائت و فراگیری تورات و متون مقدس را تا آخر عمر ادامه می دهند، از این رو یک کنیسه معمولا حاوی کتابخانه خوبی است که کتاب ها و متون مذهبی در آن حفظ می گردد. آموزش پایه دینی برای کودکان نیز در کنیسه صورت می گیرد. در اغلب کنیسه ها تالاری برای برگزاری فعالیتهای مذهبی یا گردهمایی های غیرمذهبی وجود دارد. در واقع کنیسه اغلب نقش مکانی برای تجمع یهودیان یک محله را ایفا می کند. کنیسه ها همچنین به مثابه یک نهاد یاری اجتماعی عمل می کنند و برای نیازمندان و تهیدستان پول و سایر الزامات را جمع آوری و توزیع می کنند. یهودیان از شرکت غیریهودیان در مراسم مذهبی خود در کنیسه استقبال می کنند، چه آنها که صرفا از سر کنجکاوی بیایند یا آنها که قصد همراهی دوستان یهودی خود را در یک برنامه مذهبی داشته باشند. کسانی که قصد رفتن به کنیسه را دارند باید مانند کسانی که به کلیسا یا مسجد می روند لباس مناسب و سنگین به تن کنند. مردان در کنیسه عرق چین (کیپا) به سر می کنند و در ورودی کنیسه این عرق چین ها برای استفاده آنها که با خود «کیپا» ندارند موجود است. در برخی کنیسه ها زنان نیز می بایست روسری بر سر داشته باشند. در کنیسه های ارتودکس مانند اغلب مساجد مسلمانان، زنان و مردان در دو قسمت مختلف کنیسه می نشینند.

 

عبادت در دین مسحیت: از دیدگاه مسیح خداوند را باید با تمام قلب و جان دوست داشت و این اولین و مهم‌ترین دستور خدا است. ایمان و عبادت در مسیحیت به دو معنای دوست داشتن خداوند با تمام قلب و جان و محبت و خدمت به مردم به کار رفته‌است. امّا در مسیحیت از آنجائی که باور عهد جدید بر آن است که عیسی پسر خداوند است، عبادت هم شامل خداوند آسمانی می‌شود و هم خداوندی که جسم شده؛ یعنی مسیح!. از اینرو در مسیحیت پرستش و عبادت خداوند، بدون اطاعت و پرستش مسیح غیر ممکن است. مسیح چهره دیدنی خدای نادیده‌است. او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. در واقع هستی به وسیله عیسی مسیح به وجود آمده‌است. مسیحیان روزهای یکشنبه (روز مقدس در آیین مسیحی به دلیل اینکه روز يکشنبه را شروع آفرینش می دانند) در کلیسا دور هم جمع می شوند و با آرامش و وقار خاصی به صورت دسته جمعی دعا می خوانند. «كلیسا» از واژه یونانى«Ecclesia » به معناى «انجمن شهروندان» گرفته شده است كه در عهد جدید، در اصل به معناى «جمهور مؤمنانِ به مسیح» به كار رفته است. از معمول ترین دعاهایی که مسیحیان ضمن زانو زدن در برابر خداوند می خوانند و از او درخواست نیازهای خود و دوستانشان را می نمایند عبارت است از: «ای خدای قادر مطلق، ای پادشاه منجی، من تشکرات خود را برای استراحت شب و برای این روزی که تازه وارد آن شده ام به تو تقدیم می دارم. امیدوارم که برکت خود را بر آن نازل فرمایی. اکنون افکار و الفاظ و اعمال و امتحانات و هرگونه بلایی را که ممکن است بیاید به حضور تو تقدیم می کنم تا تو آن را بر وفق اراده ی مقدس خود به کار بندی و تمنای من این است که تمام این روز به تو تعلق می گیرد به اسم عیسی مسیح. آمین من ایمان دارم به خدای پدر، قادر مطلق، خالق آسمان و زمین و به پسریگانه ای او خداوند ما عیسی مسیح، و من ایمان دارم به روح القدس و به کلیسای مقدس جامع و به شرکت مقدسین و به آمرزش گناهان و به قیامت ابدان و به حیات جاویدان آمین.»

آیین شین تو و تائوئیسم: ابتدايي ترين آيين پرستش در ژاپن، آيين «شين تو» است که پرستش «کامي ها»(نوعی الهه) رکن اساسي آن است. در اين آيين هر فرد معبد خانوادگي اش به نيايش مي پردازد. از این رو پیروان این آیین پرستشگاه ويژه اي ندارند، و در هر خانه معمولاً يک محراب شين تو وجود دارد که کامي خانواده را آنجا مي پرستند و برنج، ميوه يا عود پيشکش آنان مي کنند. در اعتقادات آن ها نیز هيچ اصول اخلاقي و رفتاري سفارش شده اي وجود ندارد، چرا که آن ها فرستاده اي ندارند و آيين شان سراسر اسطوره اي است. پرستش واقعی که در معابد شینتویی انجام می گیرد تقریبا به طور کلی جنبه فردی دارد و نه گروهی. این پرستش به طور معمول شامل تواضع و خضوع در مقابل معبد است که لازمه آن سرخم کردن و تعظیم کردن به گونه ای است که گویی شخص در حضور فرد مافوق قرار گرفته است. زانو زدن چندان رایج نیست. همچنین دست ها را به هم زدن، که گاهی با صدای کم انجام می شود، نشانه تعظیم و تکریم بوده و در معابد شینتویی انجام می گیرد. اما آيين ديگري که در ژاپن رواج دارد، آيين بودا(البته بهتر است بگوییم تائوئیسم) است که تحت تأثير ترجمه و انديشه چيني و تائويي به ژاپن وارد شد و توانست خدايان بومي و محلّي آيين شين تو را نيز به عنوان «بوداها» و «بودي ستوه ها» دربرگيرد. از آن جا که در «تائوئیسم» اعتقاد به خدايي وجود ندارد، اعمال آييني نيز در آن جايي ندارد. اعمال مذهبي يک بودايي عموماً پيروي از قوانين اخلاقي اين دين است، نه انجام عبادت با شيوه هاي خاص پرستش و مراسم هاي گوناگون عبادي، پس معابد انها که «پاگودا» نامیده می شوند، به دور از هياهوهاي شهري و زندگي مادي، به زعم آنها، تنها مکان هايي براي تفکر و رسيدن به روشن شدگي مي باشند. در واقع پاگوداها (برج هایی با بام‌هایی چند طبقه(بعلت مقدس بودن عدد فرد در آیین بودا، البته طبقات فرد) و رده‌وار نیایشگاهی برای پیروان تائوئیسم(بودیسم ژاپنی) بوده‌است. واژه پاگودا که امروزه برای خواندن چنین سازه‌هایی در زبان‌های اروپایی کاربرد دارد از واژه پارسی «بتکده» وام‌گرفته‌شده‌اند.

 


معابد هندوها: در آيين هندو معابد در مقابل انسان مقياس بسيار عظيمي دارند و خبر از حقيقتي عظيم مي دهند که با تزيينات فراوان زميني شده اند. اين در حالي است که درون اين معابد مکاني براي حضور انسان و در نتيجه تفکر وجود ندارد. «معابد هندو تالاري براي نيايش دسته جمعي نيست، بلکه اقامتگاه خداست.» نيايشگاه هاي سنگي آيين هندو تنها اتاق هايي هستند براي تمثال يا نمود مورد پرستش که تنها بايد از بيرون مشاهده شوند. در دین هندو هیچ نوع قانون سخت و دشواری در عبادت و پرستش وجود ندارد. هر کسی روشی را که مناسب حال اوست انتخاب می کند. این عبادات و نیایشها بیشتر جنبه فردی دارد تا جمعی، اگرچه در برخی مناسباتهای خاص عبادت به صورت جمعی نیز وجود دارد. عمدتا عبادت هندوئی پس از استحمام و تقدیم آب مقدس و گل، مواد غذایی، بخور خوشبو و غیره به مجسمه ای از یک خدا، شامل نشستن یا ایستادن در مقابل او با عشق و تسلیم فراوان است. این نوع پرستش در خانه فرد یا در معبد انجام می شود. برخی از معابد مهم در مکانهای برگزیده زیارتگاه به حساب می آیند و در آنها در منا سباتهای خاص، گروه های هندوئی برای تقدیم «پوجا»(نوعی نیایش) به الهه موردنظر گرد هم جمع می شوند. بیشتر معابد، راهبان برهمنی دارند که به پرستندگان در اهدای پیشکش های خود به خدایان کمک می کنند. عبادت هندوها عمدتا شامل تلاوت خاموش «منتره هایی»(متون مقدس) است که ساعت ها تکرار می شوند. گاهی اوقات تکرار ساده نام خداوند (مانند رام! رام! یا کریشنا! کریشنا!) عبادت او را تشکیل می دهد. گاهی صرف مطالعه متون و کتاب های مقدس مانند رامایانا، گیتا و غیره یا تلاوت قطعاتی از آنها به عنوان اعمال مقدس یا عبادت و نیایش به حساب می آید.


صومعه های بودایی: پرستش و عبادت بودایی، در وهلۀ نخست بر تصدیقی ساده و مستقیم که «سه پناه» خوانده می شود، متمرکز است. (من به بودا پناه می برم؛ من به دهارمه پناه می برم؛ من به سانگهه پناه می برم.) سه استعاذۀ یاد شده تقریباً بخشی از هر فعالیت بودایی است. از نظر بوداییان، پناه بردن به بودا به معنای این نیست که بودا هر فرد بودایی که این کلمات را زمزمه کند، نجات خواهد داد، تعالیم بودایی چنین است که این تنها اعمال خود آدمی است که به تنویر و سپس رسیدن به «نیروانا»(آرامش عظیم و ابدی) منجر خواهد شد. هنگامی که راهبان بودایی، هر صبح و شام برای ادای «پوجا» در دیرها جمع می شوند، این سه استعاذه خوانده شده و «سوتراها»(متون مقدس بودایی) به آواز قرائت می شوند. عبادتهای روزانه بوداییان، در همه جای سرزمین بودایی، از معابد بزرگ و عمده گرفته تا آنهایی که بسیار کوچک هستند(با نام «ویهارا»)، اجرا می شود. در این میان معابدی که دارای اثری از بودا هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. این آثار بر جای مانده بسیار با ارزش تلقی شده و مربوط به زمانی است که آنچه از بودا بر جای مانده بود، به هنگام مرگش بین شاگردان و حواریون وی تقسیم شد. معابد و دیرهای بسیار بزرگی ساخته شدند تا یک دندان، استخوان، خاکسترهای بودا و یا شاید تکه چوبی از درخت انجیری که می پنداشتند بودا در زیر آن به روشنایی رسیده، در خود جای دهند!
 

 

نیایش در آیین زرتشت: زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به «اورمزد»، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا «گجراتی» می خوانند. برخی از بهدینان(مومنین زرتشتی) نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از «یشت ها»(بخشی از اوستا؛ کتاب مقدس زرتشتیان) و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند. زرتشتیان در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً برای نیایش به درون«آتشكده» بروند. آنها قبل از ورود به معبد بایستس دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به «اطاِ» معبد(محراب مانند) داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند.


عبادت در اسلام: مفهوم عبادت در شریعت اسلام مفهومی عام است که شامل همه امور خیر دینی و دنیوی می شود، عبادت اسمی است که شامل همه اعمال و اقوالی که مورد رضایت «الله» است می شود، و مسلمان می داند که بنده الله متعال است و تلاش می کند تا بنده حقیقی پروردگار باشد تا و شرف و فضیلت بندگی عایدش شود. از اینرو در اسلام عبادت را به شیوه های مختلف می توان انجام داد .بعضی از شیوه های عبادت عبارت اند از: 1-  نماز(بعنوان مهمترین عبادات است که بصورت فرادی و جماعت و در طول روز (نمازهای یومیه) خوانده می شود.) 2- روزه(در ماه مبارک رمضان). 3- حج و زیارت و طواف بیت الله الحرام. 4- دعا و نیایش و در خواست نیازها از خداوند متعال. 5- تبعیت از پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) و اطاعت خالصانه از آنان و همچنین نماز در وقت خود، جهاد در راه خدا، خوش رفتاری با پدر و مادر، پرداخت زکات و صدقه و... . بنابراین مشاهده می شود که دین اسلام یک دین اجتماعی است و دامنه عبادت در آن به گستردگی تمام هنجارهای اجتماعی می باشد. اما با این حال «مسجد» نیایشگاه و محل گردهمایی مسلمانان است و مومنین در این مکان گرد هم آمده و به پرستش الله (در قالب نماز جماعت، تلاوت «قران»(بعنوان کتاب آسمانی)، احیاء(شب زنده داری) و...) مشغول می شوند.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:6  توسط رحیمیان | 

آسیب‌شناسی تربیت دینی از دیدگاه شهید بهشتی

مهم‌ترین رسالت نظام اسلامی برنامه‌ریزی برای رشد و پرورش انسان‌های مؤمن و عالم به تعالیم است. عملی شدن این

رسالت، علاوه بر بالندگی، دوام و استکمال نظام اسلامی، بستری فراهم می‌کند تا افراد جامعه وظایفی را که خداوند برای

آن‌ها معین فرموده است انجام دهند و به سوی فلاح و رستگاری گام بردارند.

به همان میزان که برنامه‌ریزی برای تعلیم، تربیت و رشد دینی لازم و ضروری است، آسیب‌شناسی فرایند تعلیم و تربیت نیز

ضروری می‌باشد؛ چرا که شناسایی آفت‌هایی که در مسیر تربیت دینی ظاهر می‌شود و از بین بردن آن‌ها، بهبود نظام تعلیم

و تربیت دینی را در نسل‌های آینده به دنبال خواهد داشت.

بررسی دیدگاه‌های آیت‌الله دکتر شهید بهشتی دربارۀ آسیب‌های تربیت دینی جایگاه و اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که وی

شخصیتی است که نه تنها خود صاحب اندیشۀ دینی است، بلکه تربیت‌یافتۀ دین نیز می‌باشد و سالیان بسیاری در کسوت

روحانی در دو نهاد روحانیت و آموزش و پرورش فعالیت داشته و با تعلیم و تربیت مأنوس بوده است.

این مقاله کوششی است به منظور پاسخگویی به دو پرسش اصلی در زمینۀ آسیب‌های تربیت دینی از نظر دکتر بهشتی: ۱ــ

تنگناها، موانع و آسیب‌های تعلیم و تربیت دینی کدام است؟ ۲ــ عوامل مؤثر یا بازدارنده در تعلیم و تربیت دینی کدام‌اند و

سهم هر یک به چه میزان است.

الف) آسیب‌های تربیت دینی در زمینه‌ها و محیط

تعلیم و تربیت دینی محصول کارکرد تمام دستگاه‌های فرهنگی ــ تربیتی مثل مدرسه، خانواده، رسانه‌های جمعی، و تمام

نهادهای سیاسی، اقتصادی، قضایی و … در کنار محیط اجتماعی است. وفاداری به باورها و آموزه‌های دینی و تجلی آن در

برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌های نهادهای یادشده زمینه‌ساز و تسهیل‌کنندۀ تحقق اهداف تربیت دینی است و پایبند نبودن به

آن‌ها یا کارکردهای نامطلوب این نهادها مانع جدی و آسیب‌زا در فراروی مخاطبان تربیت است؛ امری که شهید بهشتی به

تناسب موضوعات آن را مطرح کرده است

۱ــ خانواده

الف- بی‌توجهی به نیازهای جسمی

خانواده، در جایگاه اولین کانون رشد و تعالی فرد، باید زمینه‌های پرورش ابعاد جسمی و روحی او را فراهم کند. ضرورت

تأمین نیازهای جسمی از آن جهت در نظر شهید بهشتی اهمیت دارد که بسیاری از مشکلاتِ آموزش و یادگیری، به نقص و

سوء تغذیه، بیماریِ اندام‌ها و دستگاه‌های بدن دانش‌آموزان برمی‌گردد، از جمله بیماری دستگاه گوارش یا اندام‌های چشم و

گوش در نگاه شهید بهشتی، بی‌توجهی خانواده‌ها به نیازهای جسمی فرزندان از فقر فرهنگی و اقتصادی آن‌ها ناشی می‌شود

که خود زمینۀ آسیب‌های گوناگونی را فراهم می آورد: «خانواده‌ای است، از نظر اقتصادی؛ با درآمد کم، از نظر وقت و

فراغت پدر و مادر؛ با فراغت و وقت کم و محدود، از نظر امکانات تأمین حداقل خوراک و پوشاک و فرهنگ؛ با فراغت و

وقت کم و محدود، از نظر امکانات تأمین حداقل خوراک و پوشاک و فرهنگ و بهداشت برای بچه‌ها؛ کم‌بضاعت. در چنین

خانواده‌ای فرزندان دچار آسیب‌های گوناگون، آسیب‌های جسمی که در روح مؤثر است و آسیب‌های روانی و اخلاقی و

تربیتی می‌شوند  

ب) ــ بی‌توجهی به الگو بودن خود

اقتضای فطرت کودک و نیازهای جسمی او سبب می‌شود که بیشترین ارتباط را با والدین داشته باشد. این در حالی است که

میزان تربیت‌پذیری کودک از والدین بسیار عمیق و پابرجاست. کودک، با اعتماد و اطمینان، تمام آنچه از والدین سر می‌زند

 درست و نیکو می‌شمرد و بدین‌ترتیب، تربیت‌پذیری کودک به الگوپذیری از والدین تبدیل می‌شود.

شهید بهشتی معتقد است که الگوپذیری کودک، فضایی را به وجود می‌آورد که خانواده می‌تواند با تکیه بر آن، زمینه‌های

پرورش عادت‌ها، خصلت‌ها و خلقیات پسندیده را فراهم نماید. آن‌ها می‌توانند با رفتار خود و با هوشیاری، زمینه را براي

آموزش مفاهیم دینی مهیا سازند

هرچند اثرپذیری فرزندان فرصت مناسبی برای تربیت آنان فراهم می‌کند، بعضی از والدین، بدون توجه به الگو بودن خود،

بر خلاف اهداف تربیتی خویش عمل می‌کنند: «اگر من و شما، با عاطفه، محبت و دلسوزی، مراقب پدر و مادر بودیم،

بچه‌ها خودبه‌خود این را یاد می‌گیرند. خانم، دختر شما که در خانه ده‌ها بار ناظر بوده که به شوهرتان گفتید: آخر من تا کی

باید در پرستاری کردن از مادرت با تو همکاری کنم؟! چه انتظاری دارید که این دختر، فردا پرستار شما و شوهرتان باشد؟

از نظر شهید بهشتی، بسیاری از ضعف‌های تربیتی که در بزرگ‌سالان دیده می‌شود حاصل تربیت‌های ناخواستۀ والدین بوده

است. به طور مثال از علل عمده‌ای که بچه‌ها تارک‌الصلوه می‌شوند یا به نماز اهمیت نمی‌دهند این است که پدرشان در قبال

نماز این چنین رفتار می‌کرده است

ج) ــ تضاد میان دو نسل

 

 از مسائل اجتماعی بسیار مهم زمان حاضر، درگیری دو نسل نوسال و جوان‌سال با نسل قبل از آن است. از نظر تعالیم

اسلام، این درگیری در دو حوزه روی می‌دهد: اول، درگیری دو نسل بر سر حق و باطل، عدل و ظلم، خیر و شر؛ دوم،

رعایت حدود و حقوق پدر و مادر و فرزندان و حقوق متقابل

شهید بهشتی، با تبیین ویژگی‌های جوانان و نوجوانان از قبیل حق‌گرایی، حق‌دوستی، حق‌پرستی، خیردوستی و عدل‌دوستی‌،

این ویژگی‌ها را در اغلب جوانان بیشتر از سایر افراد دانسته است و آن را زمینۀ مساعد خدادادی برای بهره‌برداری شایسته

می‌داند و بی‌توجهی به آن را تیره‌بختی می‌نامد

بر اساس تبیین ایشان، جوانان می‌خواهند مطابق گرایش فطری خود، به حق عمل کنند و آن را در والدین نیز مشاهده نمایند،

ولی نسل قدیم ترمز نسل جدید می‌شود و اجازۀ بالندگی و رشد را به آنان نمی‌دهد ايشان آن را عامل تحرك وپويايي معرفي

نموده است البته گاهی نیز نسل جدید ترمز نسل قدیم می‌شود و آن زمانی است که عشق و علاقۀ والدین  به فرزندان مانع  

می‌شود که آن‌ها در مسیر رشد و تعالی حرکت کنند. جلوگیری از این آسیب در درون خانواده، فقط زمانی ممکن است  

که در خانواده، «حق» محور باشد، و همه در برابر حق تسلیم باشند

۲ــ دوستان و همسالان

تأثیر همسالان و دوستان در رشد شخصیت و رفتار کودکان مقام دوم را دارد. دوستان و همسالان می‌توانند دسته‌ای از

رفتارها را در کودکان تقویت نمایند یا تغییر دهند آنان به حکم طبیعت به دنبال هم‌بازی و رفیق می‌روند. اگر خانواده

فرزندانشان را در یافتن هم‌بازی و رفیق متناسب با معیارهای تعلیم و تربیت اسلامی راهنمایی نکند، آنان سراغ دوستان فاسد

می‌روند و تلاش خانواده در تربیت آن‌ها خنثی یا کم‌اثر می‌شود

۳ــ رسانه‌ها

تأثیر رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های جمعی سمعی و بصری، در تکوین شخصیت آحاد جامعه، به‌ویژه جوانان و نوجوانان،

انکارناپذیر است. این رسانه‌ها با استفاده از ابزارهای هنری در شناخت، نگرش و رفتار دانش‌آموزان اثر می‌گذارند.

متولّیان تعلیم و تربیت باید، با توجه به میزان اثرگذاری این رسانه‌ها، از آن‌ها بهره‌گیری نمایند و از انحصار در استفاده از

ابزارهای نوشتاری خارج شوند

با توجه به تنوع و اثرگذاری رسانه‌ها، چنانچه آن‌ها هماهنگ با برنامه‌ریزی‌های نهادهای تربیتی گام بردارند، می‌توانند در

رسیدن به اهداف تربیتی بسیار مثبت عمل کنند، در غیر این‌صورت آسیب‌زا می‌باشند و فرایند تربیت را مختل می‌نمایند:

شهید بهشتی با اذعان به این مسأله مهم می‌گوید: «هر قدر بر گوش او (دانش‌آموز) بخوانیم (تبلیغ کنیم)، او یک خبر در

روزنامه می‌خواند، یک تصویر در روزنامه می‌بیند، یک گزارش در تلویزیون می‌بیند، یک فیلم در فلان جا می‌بیند. از

زندگی دیگران و وضع دیگران و شکل کار دیگران مطلع می‌شود و دلش در خانۀ دیگران است »

۴ــ محیط و عوامل اجتماعی

شهید بهشتی، با تأکید بر جایگاه ویژۀ محیط اجتماعی در فرایند تعلیم و تربیت، چگونگی تأثیرگذاری آن را در بیانی زیبا

این‌گونه بیان می‌کند: «همان‌گونه که یک گل خوش بوی لطیف نازک، خیلی زودتر در برابر عوامل فساد متأثر و منفعل

می‌شود و به فساد و پژمردگی می‌گراید، روح لطیف آدمی به مراتب از جسم او برای آلوده شدن حساس‌تر و آماده‌تر است و

به دلیل خاصیت قبول و انفعالش، ضمانت بیشتری می‌خواهد تا در برابر عوامل فساد محیط مصون بماند»

در عین حال، اثرگذاری عوامل اجتماعی و اثرپذیری انسان از آن‌ها را محدود می‌داند: «هیچ انسانی محکوم هیچ غیر

اجتماعی نیست، ولی کیفیت و روابط و مناسبات اجتماعی و اقتصادی روی انتخاب آگاهانۀ انسان اثر می‌گذارد، اما نه در حد

جبر، بلکه در حد اینکه انتخاب او را آسان‌تر یا دشوارتر، رفتن او را به این سو یا آن سو، آسان‌تر یا دشوارتر کند»

شهید مطهری(ره) نیز در بیانی جذاب تأثیر محیط را این‌گونه تبیین کرده است: «خداشناسی و خداپرستی طبعاً مستلزم یک

 نوع تعالی روحی خاصی است، بذری است که در زمین‌های پاک رشد می‌کند. زمین‌های فاسد و شوره‌زار، این بذر را فاسد

می‌کند و از میان می‌برد»

از همین رو شهید بهشتی همۀ محیط‌ها را برای شکوفایی و باروری انسان یکسان نمی‌داند: محیط‌هایی هستند که باروری و

رشد نیک‌خواهی، خیرخواهی و خدا خواهی انسان را آسان‌تر می‌کنند و بر عکس محیط‌هایی هستند که ضمن تضعیف این

ارزش‌ها، فضا را برای شیطان‌پرستی، هواپرستی و تباهی فراهم می‌آورند. از همین رو اسلام، بر خلاف لیبرالیسم، نسبت به

فساد و صلاح جامعه بی‌تفاوت نیست

یکی از جنبه‌های بسیار مهم در وظیفۀ بزرگ و خطیر امر به معروف و نهی از منکر و دعوت زبانی و عملی به خیر این

است که محیط اجتماعی را برای پرورش استعدادها و آمادگی خیر در توده‌ها آماده می‌کند و به عکس، جامعه‌ای که در او

گناه و فساد و تباهی و ظلم و ستم و عدوان رواج دارد، چنین جامعه‌ای محیط مساعدی برای رشد نقطه‌های ضعف بشری و

پژمردگی نقطه‌های قوت و خیر بشری است. حساب امر به معروف و نهی از منکر، … حساب محیط‌سازی است. محیط

سالم برای پرورش سالم و صحیح استعدادهای خیر نهفته در انسان‌هاست مسألۀ بهداشت محیط اجتماعی است

در نظام اسلامی هر گونه آزادی که زمینۀ فساد محیط را آماده کند ممنوع است؛ چراکه «این نوع آزادی زمینۀ اجتماعی را

برای آسان‌تر شدن نفوذ فساد در انسان‌های دیگر، و به بیراهه کشاندن آنان آماده می‌سازد و نظام اسلامی در ادارۀ جامعه باید

 مواظب این انحراف باشد»

۵ــ حکومت

آسیب‌های ناشی از ناحیۀ حکومت از آسیب‌های مهم در تربیت دینی است. حکومت‌ها به فکر و عمل جامعه جهت می‌دهند و

اندیشه‌ها و باورهای خود را در میان مردم می‌گسترانند. سخن امام علی(ع) ناظر به همین مسأله است: «الناس بامرائهم اشبه

منهم بابائهم؛ مردم ــ در روش‌های اخلاقی و صفات اجتماعی ــ به حکومت‌های خود بیشتر شباهت دارند تا به پدران

خویش»

برهر انسان مسلمان متعهدی لازم است که محیط را برای سالم زیستن خود و دیگران پاک نگه دارد و این زمانی اتفاق

می‌افتد که مؤمنان عمل‌کننده به ایمان و اهل ایمان و عمل، قدرت را در دست بگیرند و بر کافران ناسپاس حق‌ناشناس

پيروز شوند وی معتقد است: «آن قدر که عمال و کارگزاران جامعه به فکر و عمل جامعه جهت می‌دهند خطبا و داعیان

جامعه نمی‌توانند آن اندازه به فکر و عمل جامعه جهت بدهند»

بنابراین اگر حکومت، حکومتی باشد که سرشتش، سرشت عدل، حق، خدانگری، خداخواهی، و خدمت به خلق خدا نباشد،

امکان رشد و بالیدن این باورها در آن جامعه فراهم نمی‌شوند

از سوی دیگر، آن زمان که حکومت، حکومت اسلامی باشد و مؤمنان، قدرت را در دست گرفته باشند، تربیت دینی از

ناحیه‌ای دیگر ممکن است آسیب بیند. به عقیدۀ ایشان اگر در حکومت دینی و اسلامی، تلاش و کوشش، و جهاد و جنبشی در

راه آرمان‌ها و باورهای دینی انجام نشود، نه تنها دیگران، بلکه مردم جامعۀ اسلامی نیز از آن روی‌‌‌گردان می‌شوند و زمینۀ

 انحراف جوانان فراهم می‌شود

 «منابع و محتوا» ب‌) آسیب‌های تربیت دینی در حوزه ي

۱ــ حذف عقل از منابع شناخت

گروهی از مسلمانان، از جمله اشعری‌ها، معتقدند که عقل انسان قابلیت فهم شرع و حق مداخله در شناخت احکام و معارف

اسلامی را به طور مطلق ندارد. آن‌ها آموزه‌های دینی را اصولی کاملاً تعبدی و فاقد پشتوانه و دلیل عقلانی می‌دانند شهید

بهشتی منشأ این خطای خطرناک را این‌گونه بیان کرده است: «با کمال تأسف عده‌ای در جهت تقویت وابستگی انسان

مسلمان به کتاب و سنّت و محکم کردن پایگاه حجیّت و ارزش و سندیت کلام خدا و سنت رسول خدا(ص) به سوی افراط

رفتند.» این در حالی است که عدم شناخت خوب و بد توسط انسان، به راستی خطرناک می‌باشد

این تصور در حالی است که یکی از اهداف تربیت دینی در ادیان الهی، تربیت انسان عاشق عاقل است نه عاشق بی‌عقل؛

انسانی که با مطالعه و تفکر در زمینه‌ها و مقتضیات و درک درست از استعدادها و آمادگی خود،  راه مناسب را انتخاب

نمايد اسلام می‌خواهد بشر، با شناخت روشن اندیشۀ تحلیلگر (عقل) خود، از بدیهی‌ترین نقطه‌ها و با روشن‌ترین روندها آغاز

کند و پیش برود. اسلام از وحی و پیغمبر شروع نمی‌شود، بلکه از روشن‌ترین شناخت‌های بدست‌آمده از عقل بشر آغاز

می‌شود

به عقیدۀ صاحب‌نظران تعلیم و تربیت، غیر عقلانی معرفی کردن معارف و احکام دینی، پیامدهای خطرناکی دارد؛ از جمله

آنکه باعث می‌شود تربیت دینی بر پایه‌های سست و لرزان بنا شود که خود متقیّد نبودن به احکام اسلامی را در پی خواهد

داشت

شهید بهشتی این آسیب را چنین تبیین می‌کند: تجربه نشان داده است آدم‌های خیلی متدیّن که می‌کوشند مطابق قالب‌های

شریعت زندگی کنند، اگر بی‌دین شوند، کثیف‌ترین، رذل‌ترین و ناجوانمردانه‌ترین انسان‌ها از آب در می‌آیند. این در حالی

 است که در افراد دیگری که به خدا، دین، پیامبر و قرآن معتقد نیستند، نوعی جوانمردی، ادب، عاطفه و نیکی رؤیت

می‌شود. چرا؟

والدینی که از آغاز کودکی فرزندشان در تربیت و ترغیب آن‌ها به کارهای نیک، آن‌ها را وابسته به امر خدا، و در ترهیب

از کارهای زشت، به نهی خدا استناد کرده‌اند، ذهن، منش و شخصیت عملی و رفتاری آن‌ها را به یک نقطۀ مبدأ (خدا)

متصل نموده‌اند. حال که این مبدأ از دست او گرفته شده و بی‌خدا شده، تمام آنچه هم به دنبالش بوده است می‌رود و دیگر هیچ

چیز برایش باقی نمی‌ماند. این در حالی است که در زندگی انسانی که معتقد به خدا نبوده یا اگر بوده در تربیت او جایگاه

منحصربه‌فرد نداشته است، این اتفاق رخ نمی‌دهد. دینی که اشعری‌ها درست کردند انصافاً سرنوشتش همان است

از دیگر آسیب‌هایی که شهید بهشتی در حوزۀ منابع به آن اشاره می‌کند، محدود نمودن منابع و مآخذ شناخت دین به قرآن

 کریم با شعار «حسبنا کتاب‌الله» می‌باشد

2- انحراف مفاهيم ديني

شهید بهشتی آسیب‌ها را در حوزۀ انحراف مفاهیم دینی به‌ گونه‌های زیر معرفی می‌کند:

 ۱ــ التقاط؛ در شکل نوآوری و نوپردازی به منظور مقبول نمودن اسلام برای کسانی که دستخوش افکار مادی شده‌اند

  تفسیر به رأی،تأویل‌های انحرافی دربارۀ آیات قرآن کریم و برداشت‌های نادرست و استنباط‌های نابجا از منابع دینی؛    

3ــ تمسک و استناد به روایات غیر صحیح، مخدوش و مجعول که هیچ نسبت و ارتباط اصیلی با قرآن کریم و پیشوایان

اسلام ندارند

در دوران معاصر، تحریف مفاهیم و تعالیم دینی را بیگانگان به صورت منظم و با برنامه‌ریزی کامل دنبال می‌کنند. آنان،

برای متزلزل کردن بنیان اسلام، تحت عنوان استشراق و تحقیق دربارۀ اسلام مفاهیم دینی را تحریف می‌کنند و از آنجا که

نویسندگانی خوش‌قریحه، خوش‌‌قلم، اهل کار و مطالعه، خوش‌سلیقه و به‌ویژه آشنا به سلیقۀ جوانان می‌باشند، اثر گذارند

ج‌ــ آسیب‌های تربیت دینی در حوزۀ مربیان

۱ــ مطابقت نداشتن قول و فعل

از آسیب‌های مهم در تربیت دینی مطابقت نداشتن قول و فعل متولّیــان تعلیم و تربیت است. در مورد لزوم مقارنت و مطابقت

قول و عمل، روایات فراوانی نقل شده است که وجود رابطۀ تأثیر و تأثر متقابل میان آن دو را به اثبات می‌رساند

همراهی و هماهنگی سخن مربیان با عمل آن‌ها سبب می‌شود که شنونده به سرعت به سخن گوینده اعتماد نماید و شخصیت

 گوینده را به راحتی به عنوان الگو بپذیرد. در مقابل، مطابقت نداشتن قول و عمل، در بسیاری از موارد، سبب بی‌اعتمادی

مخاطبان به اصل سخن می‌شود و به موازات آن کمترین تأثیر مثبت را بر آنان خواهد گذاشت و حتی گاهی تأثیر عکس را به

همراه می‌آورد؛ به‌ویژه زمانی که مخاطب قدرت تحلیل نداشته باشد

اگر کودکان تضادی بین آنچه معلم می‌گوید و آنچه که عملاً انجام می‌دهد مشاهده کنند، آن‌ها آنچه را که می‌گوید نادیده

خواهند گرفت و هر چه بیشتر تحت تأثیر آنچه که انجام می‌دهد، قرار خواهند گرفت

امام صادق(ع) ضرورت مطابقت قول و فعل عالمان و واعظان را این‌گونه بیان فرموده‌اند: «اگر عالم و دانشمند به علم خود

عمل نکند، موعظه و اندرز او از دل‌ها می‌لغزد؛ آن‌چنان‌که باران از روی سنگ صاف و نشیب‌های لغزندۀ کوه صفا لغزان

است »

متأسفانه این آسیب، همواره تربیت دینی را تهدید می‌کند. شهید بهشتی، با صراحت اعلام می‌کند که تضاد بین قول و فعل

دعوت‌کنندگان، نتیجۀ متفاوت و گاهی عکس دارد: «جای تأسف است که هر قدر شما مردم، به روش و سنن عملی ما

دعوت‌کنندگان زبانی و قلمی نزدیک‌تر می‌شوید این نگرانی وجود دارد که گرایششان به آنچه ما شما را بدان دعوت می‌کنیم

نه تنها بیشتر نمی‌شود، بلکه حتی گاهی کمتر و ضعیف‌تر می‌شود»

.

ایشان این اصل را برای جامعۀ اسلامی، که می‌خواهد الگویی برای دیگر جوامع باشد و آن‌ها را به سوی خود دعوت کند،

شرط اساسی می‌داند.

ما با شعار داشتن آیین حق و عدل در جهان امروز دعوت خودمان را عرضه می‌کنیم البته به یک شرط، به شرط اینکه عمل

ما آنقدر وارونه نباشد که مردم دنیا را بیزار کند و بگویند اگر بخواهیم حق و حق‌پرستی را در رفتار شما بنگریم ما از این

حق گریزانیم و این آن حقی نیست که فطرت ما جستجو می‌کرد. و اگر بخواهیم عدل را در زندگی و رفتار نظام اجتماعی و

 اقتصادی شما بنگریم، این هم آن عدلی که ما می‌خواهیم نیست. این عدل، عدل قلابی است.

 جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، در جایگاه یکی از این جوامع، در مسیر دعوت خویش باید تجسم و تجلی این ذهنیت

والای بشری فرودآمده از عرش الهی باشد تا بتوان گفت که مشغول نشان دادن اسلام به دنیا و تبلیغ آن در جهان هستیم.

۲ــ «غیر محوری» به جای «حق محوری»

در تعلیمات اسلام، معیار و ملاک سنجش امور، میزان منطبق شدن آن‌ها بر «حق» است. اگر در کاری نیّت، محتوا، شیوۀ

عمل، بازخورد و نتیجۀ آن بر اساس موازین حق، مثبت باشد، انجام شدن آن کار در کل حق است و تجویز می‌گردد و به

نسبت دوری از حق، به باطل نزدیک‌تر می‌شود

با توجه به تأثیر مثبت و ذاتی «حق» در همۀ امور، فضای حاکم بر هر فعالیتی از آغاز تا پایان باید با محوریت «حق» باشد

 تا به نتیجه مطلوب و نهایی برسد. تلاش‌ها تا آنجا که در جهت نور، حق و عدل باشد، حتی در محیط فساد به حرکت خود

ادامه می‌دهد و به محض اینکه کار به خودپرستی آغشته شود و نوعی خودپایی و سودطلبی به کار آمیخته شود، از اوج فرو

می‌افتد؛ این طبع و طبیعت کار است. آغشتگی و آمیختگی هر حرکتی با باطل، خودپرستی، شیطان‌گرایی، اهریمن‌گرایی

، سودپرستی و من‌پرستی، آن را از ارزش می‌اندازد و سبب می‌شود همچون کرمی از درون، آن را فاسد نماید

جلوگیری از به نتیجه رسیدن آن، نفعی به همراه نداشته باشد

. بر مبنای اساسی‌ترین بخش‌های تعلیم و تربیت دینی باید دغدغۀ اصلی در امر هدایت، دعوت و تربیت باشد. لذا تمام

مباحثات و تبادل نظرها باید روشن‌گرا، سازنده، منطقی و به دور از جنجال‌آفرینی باشد و گرنه به جای هدایت به ضلالت

منتهی می‌گردد، و موجب می‌شود که زمینه‌های مثبت و ارزندۀ هدایت مخاطبان به زمینه‌های ضد آن تبدیل شود

ازآنجاکه پرورش انسان‌های جستجوگری که در پی شناخت حق هستند از اهداف تربیت است، آهنگ تربیت مدرسه نیز باید

از هر گونه تحجر، تعصب، و نیز مطالب را در چارچوب‌های محدود آوردن به دور باشد. مدرسه‌ای که این سیر را طی

 نکند نمی‌تواند ادعای کند که به اسلام و حق خدمت می‌کند

اولین انتظار مخاطبان دعوت، آن است که داعیان و مربیان بر مبنای حق‌پذیری، حق‌محوری، حق‌گرایی و عدل‌طلبی حرکت

نمایند؛ زیرا: «اگر در همان گام اول که با ما روبه‌رو می‌شود ما را آدم‌های لجوج و متعصب به معنای خودمحور بیابد ــ که

 من محور حق و باطل هستم، من ترازوی منحصربه‌فرد حق و باطل و عدل و ظلم هستم ــ مسلم است و گمان می‌کنم برای

همۀ ما روشن باشد که از ما فاصله خواهد گرفت»

شهید بهشتی در ادامه می‌گوید: «هر فرد و گروهی که این گرفتاری (خودمحوری) را داشته باشد، اگر از تمام دستگاه‌های

 تبلیغاتی دنیا و آخرین فنون تبلیغاتی، بهترین فیلم، شیرین‌ترین بیان و جذاب‌ترین شعرها و مهیج‌ترین نمایشنامه‌ها و فیلم‌ها هم

استفاده کند، باز به جایی نمی‌رسد»

۳ــ بی‌‌توجهی به تفاوت‌های فردی و گروهی

خصوصیات ذاتی و منحصربه‌فرد انسان که ریشه در وراثت دارد و خصوصیاتی که در تعامل با محیط کسب می‌نماید

شخصیت انسان را می‌سازد؛ لذا وجود تفاوت‌های فردی در میان انسان‌ها طبیعی و انکارناپذیر است، و ازآنجاکه «انسان»

محور تعلیم و تربیت است، نمی‌توان از این تفاوت‌ها چشم پوشید. شهید بهشتی، تفاوت‌های فردی و اهمیت آن‌ها را به زیبایی

تبیین کرده است: «هر یک از دانش‌آموزان که در کلاس شما هستند، یک کتاب تازه‌نوشته می‌باشند آن هم نسخۀ

منحصربه‌فرد… . مطالعۀ این نسخه و این کتاب شما را از مطالعۀ دقیق علمی انسانی دیگر که کتاب دیگری است بی‌نیاز

نمی‌کند… . کسی که با این کتاب سر و کار دارد، اگر بخواهد آگاهانه با او روبه‌رو شود، باید دائماً در حال مطالعه باشد»

برنامه‌ریزان تعلیم و تربیت، با توجه خاص به تفاوت‌های فردی، در تعیین محتوا و میزان تعلیم و همچنین شیوه‌های آموزش

و تربیت، عواملی، همچون مقطع سنی، سطح بلوغ، توانایی‌ها، شرایط اقتصادی ــ اجتماعی، خانواده، بهرۀ ضریب هوشی،

را لحاظ می‌کنند

شهید بهشتی با توجه به تفاوت‌های فردی می‌گوید

توقع اینکه میزان یاد دادن مطالب در مدرسه به بچه‌ها در حد نصاب یا در حد کمال باشد غلط است؛ چون همیشه در کلاس

 افراد زیر متوسط هم وجود دارند. کلاس، حداکثر می‌تواند در حد متوسط بچه‌ها برنامه‌ریزی کند

و در جایی دیگر، بر اساس آیۀ شریفۀ «لایکلف الله نفساً الا وسعها»، (بقره / ۲۸۶)  بر توجه به توانایی‌های افراد در تعیین

تکالیف و میزان آن تأکید می‌ورزد تا احیاناً سبب نقض اهداف دادن تکلیف نشود

معمولاً معلم و مربی با بیش از یک نفر به عنوان مخاطب روبه‌روست؛ لذا توجه به تفاوت‌های گروهی، ویژگی‌های مشترک

و شرایط حاکم بر آن‌ها اهمیت فراوانی دارد. صاحب کتاب «ایقاظ العلماء و تنبیه الامراء» با توجه به تفاوت‌های گروهی

می‌گوید: «مسلماً القای بعضی مطالب به مردم عادی و یاد کردن آن، نزد آنان حرام است؛ چراکه بسیارند کسانی که حق را

از باطل نمی‌شناسند و کنه کلام را درک نمی‌کنند و از همین طریق به گمراهی دوری می‌افتند.

شهید بهشتی معتقد است که داعیان و مربیان، برای جلوگیری از انحراف مردم عوام، باید از بیان اموری که ذره‌ای بوی

متشابهات می‌دهد پرهیز نمایند و در عوض حامل محکمات دین باشند

 به همین دلیل طرح بحث ولایت تکوینی را در سطح عوام رد می‌کند و می‌گوید: «من همواره این مسأله را گفته‌ام،

بزرگ‌ترین خطا را در طرح آن در محافل و مجامع عمومی می‌دانم برای اینکه بدون شک، این مسأله آن قدر ظریف است و

ظرافت دارد که انسان را در مرز میان ایمان و کفر قرار می‌دهد. خود ائمۀ ما ــ سلام الله علیهم اجمعین ــ مکرر توصیه

کرده‌اند که این گونه مسائل برای عموم قابل طرح نیست.

ایشان همچنین معتقد است شیوۀ طرح مباحث نیز، با توجه به نوع مخاطب، باید متفاوت باشد. در سطح عموم باید به شکل

القایی باشد نه تحلیلی، و بر عکس در سطح خواص باید تحلیلی باشد نه القایی تا پذیرفتنی باشد

۴ــ  درک نکردن و نشناختن زمان

از نظر شهید بهشتی، برای تعلیم و تربیت مردم، علاوه بر دانش کامل نسبت به قرآن کریم، سنت و سیرۀ معصومین، شناخت

مردم و زمانی که در آن زندگی می‌کنند ضرورت داردچراکه شناخت زمان تأثیر مستقیم در بلیغ بودن مربی دارد: «بلاغت

مربوط به الفاظ نیست، بلکه به این است که شما باید بدانید امروز جوان‌هاچه کتاب‌هایی را می‌خوانند

همچنین برای دعوت نمودن جهانیان به اسلام نیز شناخت جو حاکم بر جهان امروز را ضـروری می‌داند و معتقد است: باید

نیازمندی‌ها و آمال آن‌ها را شناخت و بر اساس آگاهی‌های به‌دست‌آمده تصمیم‌های مقتضی اتخاذ نمود

۵ــ جاذبه نداشتن

از صفات مربیان زبده جذاب بودن است. آن‌ها، با تأسی به پیامبراکرم(ص)، با گفتار و رفتار خود دیگران را جذب می‌کنند.

هر چه این قدرت در افراد بیشتر باشد، امکان اثرگذاری بیشتر است: «روحانیون زبده در برخورد با کسانی که دچار

انحراف شناختی دربارۀ اسلام بودند می‌کوشیدند این‌ها را در درجۀ اول جذب کنندبعضی‌ها خوش‌سلیقه نبودند ا ز همان اول

». دعوا می‌کردند بنابراین بیشتر دفع می‌کردند

ایشان، ضمن پافشاری بر داشتن جاذبه در گفتار و رفتار، ‌آسیب‌زا بودن جاذبۀ بدون دافعه را تأکید می‌کند: «هر انسان مکتبی

خودبه‌خود دافعه هم دارد. آن‌هایی که می‌خواهند سراپا جاذبه باشند بدون دافعه، این‌ها صلح کل‌هایی هستند که خود دچار

نوعی التقاط و انحراف‌اند».

۶ــ ‌جدایی میان مربیان و متربیان

شهید بهشتی، در تبیین جایگاه روحانیت در اسلام، ‌خدمت به مردم و گره‌گشایی از کار آن‌ها را از جمله وظایف مهم این قشر

برمی‌شمرد و معتقد است که آنان در این وظیفه، پیام اسلام را بهتر می‌توانند تبلیغ کنند؛ چراکه رابطۀ دین و دنیا را به

بهترین وجه ترسیم می‌نمایند و دین‌داری را از انحصار در نماز و عبادت‌های خاص خارج می‌کنند

روحانی با مردم و در مردم زنده است و بدون مردم و جدا از آن‌ها. در اسلام، روحانی و مردم مثل ماهی و آب هستند.

نمی‌تواند رسالتش را انجام دهد

تبیین اسلام اصیل، ‌تهذیب اخلاق، روشنگری و دشمن، با فهم دقیق این موضوع، ‌همواره برای متزلزل کردن این ارتباط

 تلاش می‌کند تا قصۀ زمان رضاخان تکرار شود؛چراکه آن زمان تفرقه‌ای جدّی بینقشرهای مختلف با روحانیت اتفاق افتاد

شهید بهشتی سایر آسیب‌هایی را که قشر روحانیت در اسلام به آن مبتلا شده است عبارت می‌داند از:‌ ۱ــ تظاهر به زهد، تقوا

 و باز شدن دکان‌های تازۀ تجارت؛ ۲ــ دوری کردن و سرباز زدن از هر گونه مسئولیت و وظیفه با تمسک به عناوینی

 همچون «بندگان مقرب خدا»؛ ۳ــ تن ندادن به کار و کوشش و کسب حرفه آن‌ها خواندن نماز، عبادت کردن و بیان آیات را

حرفۀ خود قرار دادند4ــ خود را مستجاب‌الدعوه و گره‌گشای مشکلات مردم در درگاه خدا شمردند و بابت نوشتن ادعیه و

طلسمات و … پول اخذ می‌کردند؛ ۵ــ مقید نبودن به شریعت با تمسک به اینکه به مقام یقین رسیده‌اند؛ ۶ــ منحصر کردن

کسب دانش دینی به طبقۀ خود با هدف تسلط بر مردم

دــ آسیب‌های تربیت دینی در حوزۀ روش‌ها

قرآن کریم، به عنوان کتاب هدایت و تربیت بشر برای نیل به اهداف تربیتی خویش، از روش‌های گوناگونی (مستقیم و

 غیرمستقیم) ‌استفاده کرده است؛ روش‌هایی همچون پرسش و پاسخ، ‌تمثیل، ‌قصه‌گویی و الگوپردازی. و روش‌هایی را به

پیامبراکرم(ص) پیشنهاد کرده است: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه …» (نحل / ۱۲۵).

مربیان، با الگوگیری از قرآن کریم، رسول خدا(ص)‌ و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام، در مسیر تربیت مخاطبان خود، از

روش‌های متناسب با اهداف مورد نظر خود استفاده می‌کنند تا به نتیجۀ مطلوب برسند. در عین حال، از آسیب‌های جدی در

تربیت دینی، آسیب‌ها در حوزۀ روش‌هاست. شهید بهشتی در آثار خود به تعدادی از آسیب‌های مهم در این زمینه اشاره کرده

است.

۱ــ تأکید بر دعوت زبانی به جای دعوت عملی

جایگاه کلام در تعلیم و تربیت، با عنایت به اینکه بسیاری از روش‌های تربیتی بر پایۀ سخن و سخن گفتن است، انکارناپذیر

است. امام علی(ع)‌ اثرگذاری کلام را در تربیت این‌گونه بیان می‌فرماید: «رُب کلامٍ انفذ من سهام»  

نوع کلام، ‌کیفیت و میزان استفاده از آن در کارایی این روش اثرگذار می‌باشد و اغلب آسیب‌ها در بی‌توجهی به همین نکته

نهفته است.

شهید بهشتی در آثار خود،‌ بر این نکته تأکید می‌کند که هرچند زبان و دعوت زبانی در تاریخ اسلام مهم بوده، نسبت به

روش‌های دیگر جایگاه پایین‌تری داشته است. «چرا نمی‌‌خواهیم لمس کنیم که دعوت بر خیر در اسلام،‌ ۱۰ درصد هم به

زبان نبوده است»

وی در آسیب‌شناسی زندگی اجتماعی دوران خویش نیز می‌گوید: «یکی از آفت‌های زندگی اجتماعی ما رواج بازار دعوت

زبانی و اخیراً قلمی و کساد بازار دعوت عملی است… ؛ یعنی ما دعوت‌کنندگان قلمی و زبانی که در بخش زبانی و قلمی

چه بسا پُر تجلی هستیم، اما متأسفانه در بخش دعوت عملی آن ارج و اثرگذاری متناسب با رسالتمان را چندان نداریم».

این در حالی است که در احادیث، دعوت عملی بر زبانی مقدم است؛لذا در تبیین معارف دینی، باید از حرف‌های تکراری و

از بحث‌های زائد خودداری شود و پس از هر روشنگری، حتماً عملی که آن را تثبیت کند انجام گردد

ایشان به مربیان، معلمان، روحانیان و تمام کسانی که در حوزۀ تربیت انسان‌ها فعالیت می‌کنند توصیه می‌کند: ۱ــ سعی کنند

 مقداری بازار دعوت‌های زبانی و قلمی کم‌رونق شود؛ ۲ــ شبکۀ تبلیغ و دعوت، به شبکۀ تبلیغ و دعوت عملی تبدیل

شود؛ ۳ــ شعار اصلی در دعوت، عمل به روایت «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» باشد.

۲ــ روش الگویی و آسیب‌های آن

از روش‌های تأکید شده در قرآن کریم درخصوص تعلیم و تربیت، روش الگوپردازی است. اما این روش با آسیب‌هایی رو به

روست. که از جمله می‌توان به «مریدپروری» اشاره کرد. حال آنکه روش الگوپردازی، ضمن رد تک‌روی (نفی هر گونه

اقتدا به دیگران)، باید از هر گونه مریدپروری جلوگیری نماید، به گونه‌ای که متربی، الگو را ورای معیارها قرار ندهد و به

او فقط در حکم الگو بنگرد

به عقیدۀ صاحب‌نظران تعلیم و تربیت فرا انسانی جلوه دادان الگوهای دینی به کارکرد روش الگوپردازی آسیب جدی وارد

کرده است: «از جمله اموری که کارکرد روش اسوه‌پردازی در تربیت دینی را مختل می‌سازد، فرا انسانی جلوه دادن

الگوهای دینی و تقدس بخشیدن بسیار به آنان تا حدی است که متربیان خود را از همانندسازی با آنان عاجز ببینند»

شهید بهشتی پرده‌های دیگری از آسیب‌ها در روش الگوپردازی را چنین ترسیم می‌کند:

پردۀ اول

به عقیدۀ ایشان، گروهی از افراد، در روش الگویی، به جای تأکید بر الگوگیری از الگوها، بر کرامات و معجزات و امور

خارق‌العاده‌ای تکیه می‌کنند که از آنان سر زده است، و مخاطبان خود را از این طریق دعوت می‌نمایند. این افراد فقط به

ذکر مناقبی از آن‌ها اکتفا می‌کنند

. آن‌ها، به اشتباه، بشریت را در پرتو اعتقاد به کرامات و کارهای خارق‌العاده به راه خدا دعوت می‌کنند. این در حالی است

که کرامات و معجزات و … سر جای خودش محفوظ است، اما برای خودش حدی دارد، قانونمندی دارد

پردۀ دوم

آسیب‌ها در روش الگویی به تکیه بر کرامات و امور خارق‌العادۀ الگوهای دینی خلاصه نمی‌شود، بلکه در انحرافی بزرگ،

گاهی مسألۀ ولایت به معنای محبت پیغمبر و خاندان ایشان به صورتی در می‌آید که خدا به کناری نهاده می‌شود و اولیای

الهی به چشم می‌آیند نه خدا

 حال آنکه عشق و گرایش به پیغمبر و امام باید به تقویت پیوند مـا با خدا منجر شود نه آنکه مانع و حجاب پیوند شود. بعضی

پیغمبردوستی و امام‌دوستی‌ها انسان را از خدا دور می‌کند و آن زمانی است که انسان عاشق شکل و شمایل، هیکل، نام و

افتخارات آن‌ها باشد

بنابراین ارائۀ تصویر ایده‌آل و دست‌نیافتنی از الگوهای دینی و در مقابل، ترسیم تصویری سطحی از آنان و اکتفا به

افتخارات آن‌ها نتیجه‌ای جز انحراف از کارکرد الگوها در پی نخواهد داشت.

۳ــ بی‌توجهی به اصل آزادی و آگاهی

شهید بهشتی آگاهی و آزادی را دو اصل اساسی در امر تعلیم و تربیت معرفی می‌کند و معتقد است باید تمام گروه‌ها و

دستگاه‌های تربیتی با جاذبه‌های معنوی و مادی انسان‌ها را به سوی خود جذب نمایند به شرط آنکه این جاذبه‌ها با دو ویژگي

آزادی و آگاهی همراه باشد

«جریان‌های سازنده باید طوری باشد که انسان‌ها را در خودش فرو برد، اما نه یک فرو بردنی که خودآگاهی و انتخاب آزاد

را از آن‌ها سلب بکند و به شکل یک جبر اجتماعی در بیاید … این نمی‌تواند دوام داشته باشد و اصولاً نمی‌تواند ما را به راه

اسلام ببرد. ما باید اصل ”لا اکراه فی‌الدین قد تبیّن الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروه

الوثقی لا انفصام لها( بقره/۲۵۶)  را در دعوت رعایت کنیم »

ایشان بی‌توجهی به آزادی در تعلیم و تربیت را خیانت به شخصیت انسانی مخاطبان می‌داند؛ زیرا از نگاه ایشان، نهایت و

غایت این نوع تربیت، تبدیل شدن مخاطبان به مهره و انسان‌های قالبی ابزاری است؛ انسان‌هایی که در مدل‌های

ازپیش‌تعیین‌شده می‌اندیشند، زندگی می‌کنند و حتی می‌میرند نه انسان واقعی از همین رو هنر معلمان و مربیان در ادارۀ

کلاس را، ایجاد احساس آزادی واقعی در دانش‌آموزان می‌داند، به‌گونه‌ای که تک‌تک آنان عملکرد خود را در حرکت تکاملی

خویش مشاهده کنند

۴ــ بی‌توجهی به اصل تنبیه و تشویق:

از اصول بسیار مهم نظام تعلیم و تربیت اسلامی، که بر آن تأکید دارد، اصل تـشویق و تنبیـــــه می‌باشد که با عناوین بشارت

و انذار، ترغیب و ترهیب نیز تعبیر شده است. آنچه در پی می‌آید دیدگاه شهید بهشتی دربارۀ این اصل و آسیب‌هایی است که

ممکن است در پی بی‌توجهی به آن ایجاد شود

۴ــ۱ــ بهره نگرفتن از تنبیه و تشویق.

ایشان معتقد است که اصل تشویق و تنبیه با فطرت انسان مطابقت دارد؛ چراکه خداوند انسان را به گونه‌ای آفریده است که

هم درون‌گرایی دارد و هم برون‌گرایی، هم یک سلسله انعطاف‌های درونی دارد و هم یک سلسله انعطاف‌های بیرونی. آیین

اسلام، هماهنگ با ساختار وجودی انسان، فرایند هدایت و تربیت را از رغبت‌های درونی شروع می‌کند و با اجبارهای

بیرونی همراه می‌نماید.

با توجه به تلائم این اصل با فطرت انسان، بی‌توجهی به آن امید رسیدن به اهداف مطلوب تربیت را کاهش می‌دهد: «اگر ما

بخواهیم در تربیت‌ها، صرفاً روی آن علاقه‌های خالص درونی، بدون هیچ‌گونه تشویق یا تهدید، یا تنبیه خارجی تکیه کنیم

، گمان نمی‌کنم بتوانیم هیچ سیستم تربیتی را به ثمر برسانیم، این دو عامل باید در کنار هم باشند »

۴ــ۲ــ انحراف از اهداف تشویق و تنبیه.

تشویق و تنبیه وسیله‌ای برای برانگیختن و ایجاد انگیزه در مخاطب است و هرگز نباید آن را هدف اصلی تلقی کرد یا اهداف

 دیگری جز ایجاد انگیزه را دنبال کرد

شهید بهشتی انحراف فوق را این‌گونه بیان می‌کند: «اگر تشویق در خط گول زدن، فریفتن و طمع برانگیختن باشد، ضد

آهنگ اسلامی است و اگر تنبیه در خط مرعوب کردن، انسان‌ها را خرد یا بزرگ کردن، از هویت و استقلال و شخصیت

تهی کردن باشد، این هم راه اسلام نیست. تشویق و تنبیه باید باشد، ولی در حد متناسب با برانگیختن نیروها »

نتیجه

دقت در آسیب‌های تربیت دینی، که آیت‌الله دکتر شهید بهشتی آن‌ها را تبیین نموده است، نشان می‌دهد

ایشان تعلیم و تربیت دینی را در مدلی ارتباطی قرار داده است که در یک سوی آن متولّیان رسمی تعلیم و تربیت (فرستنده)

قرار دارند که شامل والدین، معلم و روحانیت می‌باشد. این متولیان در فرایند تعلیم و تربیت دینی با ارائۀ محتوای مطابق با

اهداف تربیت دینی (پیام) در مخاطبان خود (گیرنده)، شناخت، نگرش و رفتار جدیدی ایجاد می‌نمایند. پیام‌ها در این مدل باید

بر منابع متقن، با توجه به شرایط زمان و نیازهای مخاطبان باشد. عامل دیگری که در مدل مد نظر ایشان اهمیت ویژه‌ای

دارد شیوۀ انتقال مفاهیم و تعالیم یا ایجاد رفتارهای خاص در مخاطبان می‌باشد و می‌تواند در شکل گفتار و به‌ویژه رفتار

باشد.

براساس این الگو، ‌فرایند تعلیم و تربیت دینی در خلأ انجام نمی‌شود، بلکه مثل هر ارتباط دیگری بستر و زمینه‌ای دارد که

می‌تواند امر تعلیم و تربیت دینی را تقویت، تضعیف یا خنثی نماید. دوستان، رسانه‌ها، محیط اجتماعی و حکومت این بستر

را شکل می‌دهند.

شهید بهشتی(ره)، براساس این مدل ارتباطی، مهم‌ترین عوامل مؤثر یا بازدارنده در تعلیم و تربیت دینی و سهم هر کدام از

آن‌ها را مشخص می‌نماید، همچنین آسیب‌ها و موانع تعلیم و تربیت دینی را تبیین می‌کند که به طور مختصر در ذیل ارائه

می‌گردد

الف) زمینه‌ها

آسیب‌ها در این حوزه عبارت‌اند از: بی‌توجهی به نیازهای جسمی مؤثر بر تعلیم و تربیت، بی‌توجهی به الگو بودن والدین،

تضاد میان دو نسل، دوستان نامناسب، ناهماهنگی و احیاناً تضاد میان اهداف و برنامه‌ریزی‌های محیط اجتماعی، رسانه‌ها و

حکومت با برنامه‌ها و اهداف تعلیم و تربیت دینی در این میان، حکومت، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چراکه جهت‌دهنده به سایر.

عوامل، از جمله نهادهای تعلیم و تربیت، رسانه‌ها و محیط اجتماعی، می‌باشند. بنابراین آسیب‌ها از ناحیۀ حکومت مهم‌ترین

آسیب می‌باشد

ب) منابع و محتوا

مهم‌ترین آسیب‌ها در این حوزه عبارت‌اند از: حذف عقل از منابع شناخت، محدود نمودن منبع شناخت به قرآن کریم با شعار

«حسبنا کتاب الله» و انحراف از تعالیم و مفاهیم دینی در شکل التقاط، تفسیر به رأی و تمسک به روایات مجعول و ضعیف.

ج) مربیان

مطابقت نداشتن قول و فعل، بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی و گروهی، «غیرمحوری» به جای حق‌محوری، درک نکردن و

نشناختن زمان، نداشتن جاذبه و بالاخره جدایی میان مربیان و متربیان از آسیب‌های این حوزه است.

از نظر دکتر بهشتی(ره)، مطابقت نداشتن قول و فعل بیشترین آسیب را در این حوزه ایجاد می‌کند.

د) اصول و روش‌ها

  تأکید بر دعوت زبانی به جای عملی در میان روشها و بی‌توجهی به جایگاه آزادی و آگاهی در میان اصول تعلیم و تربیت

 از آسیب‌های مهم در این حوزه می‌باشند. مریدپروری، بی‌توجهی به جایگاه الگویی الگوهای دینی و همچنین بی‌توجهی به

اصل تشویق و تنبیه در رتبه‌های بعد قرار دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:5  توسط رحیمیان | 

پرسش نامه ي معلمان

1- آيا به طور منظم در مدرسه ي شما نماز جماعت برگزار مي شود؟

   بلي                                                          خير

2- نقش خود را در زمينه ي تشويق بچه ها به شركت در نماز جماعت وفعاليتهاي مذهبي از اين قبيل را تاچه

حد موثر مي دانيد؟

خيلي زياد                      زياد                      كم                      خيلي كم

3- شما برگزاري برنامه هاي مذهبي ازقبيل شركت در نماز جماعت راتاچه حد براي دانش آموزان ضروري

 مي دانيد؟

خيلي زياد                      زياد                      كم                      خيلي كم

4- تاچه حد شركت در فعاليتهاي مذهبي در دانش آموزان شما تاثير گذاشته است ؟

خيلي زياد                      زياد                      كم                      خيلي كم

5- چه ميزان از دانش آموزان شمادر نماز جماعت شركت مي كنند؟

خيلي زياد                      زياد                      كم                      خيلي كم

6- آيا پيش نماز مدرسه دربين نمازها براي دانش آموزان صحبت مي كند تا چه ميزان حرفهاي اورا براي

دانش آموزان موثر مي دانيد؟

 خير                   بلي – به مقدار كم                   بلي – بسيار زياد              بلي – ولي نمي دانم

7- اگر تاكنون در برنامه ي جشن تكليف مدرسه ي خود شركت كرده ايد كيفيت اين برنامه ها را چگونه

ارزيابي مي كنيد ؟

عالي                              خوب                        بد                           بسيار بد

8- مدرسه ي شما به چه نوع برنامه هاي مذهبي اهميت زيادي مي دهد؟

نماز جماعت                     برنامه هاي بسيج                    اردو                      اعياد

9- لطفا انتقادات وپيشنهادات خود را درمورد برنامه هاي مذهبي مدرسه ي خود مثل برنامه هاي جشن تكليف

ونماز جماعت بنويسيد

 پرسش نامه ي والدين

1-آيا فرزند شما درنماز جماعت شركت مي كند به چه ميزان ؟

 گاهي اوقات                          هميشه                            هيچ وقت                     بيشتر اوقات

 2- تاچه ميزان شركت در نماز جماعت وفعاليتهايي از اين قبيل درفرزند شما تاثير گذاشته است؟

     كم                                  زياد                            خيلي زياد                     تاثيري نداشته

3- به نظر شما تا چه ميزان  برگزاري فعاليتهاي مذهبي براي يك مدرسه ضرورت دارد؟

  زياد                            خيلي زياد                             كم                              خيلي كم

4- چه فعاليتهايي به غير از شركت در نماز جماعت براي فرزند شما تاكنون مفيد بوده است؟

شركت دربر نامه هاي قرآني                                 شركت در مسابقاتي از قبيل احكام ونهج البلاغه

شركت در اردوهاي متعدد با موضوعات ديني                 شركت درفعاليتهاي بسيج

5- تاچه ميزان شركت دربرنامه ي جشن تكليف درفرزند شما تاثير گذاشته است ؟

  زياد                          خيلي زياد                           كم                            خيلي كم

6- به نظر شما تا چه ميزان برگزاري برنامه هاي جشن تكليف براي بچه ها ضرورت دارد؟

 كم                                   زياد                       خيلي زياد                       خيلي كم     

7-آيا شما به طور منظم درنمازجماعت شركت ميكنيد؟به چه ميزان؟

بله – هميشه                                  بله – گاهي اوقات                                  خير- اصلا

 

8- به طور كلي سطح برگزاري نماز جماعت وجشن تكليف را در اين مدرسه ازنظر كيفي چگونه ارزيابي

مي كنيد ؟ توضيح دهيد

 

 9- دليل شركت يا عدم شركت فرزند خود را نماز جماعت  و يا جشن تكليف توضيح دهيد؟

 

 پرسش نامه ي دانش آموزان

1-آيا شما به طور منظم درنمازجماعت شركت ميكنيد؟

بله                                                             خير 

2- آيا درمدرسه شما به طور منظم نماز جماعت برگزار مي شود

بله                                                             خير

3- كيفيت برنامه هاي نماز جماعت را چطور ارزيابي مي كنيد؟

خيلي خوب                           خوب                              متوسط                        بد

4- آيا پيش نماز دربين نمازها صحبت مي كند؟

بله                                                             خير

5- آيا حرفهاي پيش نماز درشما  تاثيري دااشته است؟

بله                                                             خير

6- چه كسي بيش از همه شما را براي شركت در نماز جماعت تشويق مي كند؟

پدر                                مادر                                معلم                           معاون /مدير

7-آيا والدين شما درنماز جماعت شركت مي كنند؟ به چه ميزان؟

بله – هميشه                                  بله – گاهي اوقات                                    خير

8- آيا معلم شما درنماز جماعت شركت مي كنند؟ به چه ميزان؟

بله – هميشه                                  بله – گاهي اوقات                                    خير

9- آيا در برنامه ي جشن تكليف مدرسه شركت كرده ايد ؟ كيفيت ان را چطور ارزيابي مي كنيد؟

بله – خيلي خوب                    بله – درحد متوسط                بله – خيلي بد                خير

10-  دليل شركت يا عدم شركت خود را دربرنامه ي نماز جماعت بگوييد؟

 

11- نظر خود را درمورد پيش نماز مدرسه تان بنويسيد؟

 

12- پيشنهادات خود را براي افزايش كيفيت برنامه ي نماز مدرسه تان را بازگو كنيد؟

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:4  توسط رحیمیان |